{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عشق من

عشق من
p۲۸




یوها:پسرکم این چه سوالیه اخه معلومه ا.ت ولتون نمیکنه یکم ا.ت مریضه بهتره استراحت کنه باشه مامان جون
مین هو:باشه زن عمو خوب استراحت کن تا خوب شی  باشه
گریم گرفت اما به زور جلوشو گرفتم
ا.ت:باشه قشنگم زود خوب میشم تا کلی بازی کنیم
یوها:برو‌تو اتاقت استراحت کن به میا میگم برات غذا بیاره
ا.ت:ممنونم مامان
یوها:ممنونی درکار نیست تو دخترمی خوب
خوب استراحت کن دخترکم
راهمو کشیدم سمت اتاقم
چطوری من یه مادر پیدا کردم اون بهم عتماد داره اما من چی اون منو دختر خودش میدونه اما من باهاش قرار چیکار کنم دوست داشتم خودمو ب.ک.ش.م اما عرضه این کارم نداشتم
رفتم‌داخل اتاق جونگ کوک اتاق مشترک فعلیمون
حالا که تنها بودم زمان خوبی بود برای گشتن درو فقل کردم شرو‌ع کردم به گشتن
«پرش زمانی به ۲ساعت بعد»
تموم اتاقو گشته بودم اما نبود خسته شده بودم نشستم رو تخت و دورو ورو انزیم میکردم چشم خورد به کتاب خونه گوشه اتاق یه کتاب به رنگ مشکی با خطوط طلای داشت خیلی زیبا بود رفتم سمتش خیلی کنجکاو شدم ببینم درباره چیه وقتی خاستم بردارم یه صدای عجیبی ایجاد شد دیدم کتاب خونه باز شد تعجب کرده بودم این اتاق مخفیه
وارد اتاقه شدم به میزو صندلی بود با کاناپه  پر پرونده یه گاوصندق داخل گوشه اتاق بود رفتم سمتش یعنی رمزش چیه وای شاید تاریخ تولد مین هوا با خودشه تک به تک امتحان کردم اما هیچ‌کدوم نبود
یهو‌ تاریخی  به ذهنم رسید نه امکان نداره ا.ت خنگ نشو بابا خودم از طرز فکرم خندم گرفته بود ولی امتحانش که ضرری نداشت
اون تاریخ نحص تاریخی که تمومه  خوشیام از بین رفت
۱۹ آوریل ۲۰۱۲
زدم که درست بود در تعجب بود این یعنی چی ا.ت اروم‌ باش درست نیست حتما یه تاریخه مشابحه همین شاید داشتم خودمو قول میزدم اره درسته نمیخوام باوررکنم قلبم دیگه تاقطه یه اتفاق دیگه رو نداره
از داخل گاو‌صندق یه پوشه سبز رنگ که روش جونگهیون نوشته شده بودو برداشتم
اخر به دستش اوردم همینه ا.ت افرین

................

اینم دومین پارت امروزمون
پارت ۲۷فراموش نشه حمایتش🥺


دوستون دارم❤💋
دیدگاه ها (۲۴)

عشق من p29ا.ت الان میتونی خودتو نجات بدی دختر بلند شدمو زدم ...

عشق من‌‌‌‌ ‌ p30 از اتاق زدم بیرون رفتم سمت اتاق مین هوا.ت:ا...

عشق منp27جلو دهنمو گرفتمو‌ دوییدم سرویس که جونگ کوکم پشتم ام...

عشق منp26دست جک رو دیدم گردنبند دست اون بود دوییدم سمتش گردن...

عشق مافیا

خون آشام من

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط