{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

حکم اعدام بود؛اعدامی لحظه ای مکث کرد و بوسه ای برطناب دار

حکم اعدام بود؛اعدامی لحظه ای مکث کرد و بوسه ای برطناب دار زد.
داد ستان گفت صبر کنید ، های زندانی این چه کاریست؟؟؟
زندانی خنده ای کرد وگفت بیچاره طناب دار نمیگذارد زمین بیفتم اما آدمها بدجور زمینم زدند
دیدگاه ها (۱)

دید پنهان انفجار اشکار

𓂀 ── 𝑩𝒍𝒂𝒄𝒌𝒘𝒐𝒐𝒅 𝑴𝒂𝒏𝒐𝒓 ── 𓂀

رز آبی پارت ۳۲

_«درِ سیزدهم» 🗝️🕯️پاندورا چند لحظه فقط به جایی که جنا ایستاد...

اینو نوشتم اما نه شبیه چیزی که خواسته شده یه سناریو عاشقانه...

🖤 غریبه‌ای که حس آشنایی داشتپارت ۳۱ | «حقیقتی که باید گفته م...

فیک : همسر قراردادی آقای جئون

وارث سایه ها

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط