شبها به بوسیدن چشمهایت از پشت صفحه کوچک گوشیام عادت کر

شب‌ها به بوسیدن چشم‌هایت از پشت صفحه کوچک گوشی‌ام عادت کرده ام و حرف‌هایی که حتی نای گفتنشان را برای خودم ندارم برای تو میزنم،نمی‌دانم توام مثل من دلتنگ میشوی یا نه ولی قلبِ من هر لحظه که می‌گذرد بلندتر تورا فریاد میزند...
دیدگاه ها (۰)

خودم بودم و پهنایِ دلم، تو تمامِ جمعیتم بودی؛ همه‌ی مَردُمم....

ولی من دلم لَک زده واسه دوست داشته شدن. مثل اون وقتایی که آد...

هیچوقت اخرین چتتون با کسی که باهاش قهرید و ازش ناراحتید رو پ...

به قول شاهین پورعلی اکبر ؛«آدمی مگه چقدر طاقتِ بی محلی داره ...

میخواهم در دنیای آرامش غیر درکی خودم غرق بشوم ،چشمانم را ببن...

چپتر ۸ _ سایه های تارهوا سردتر از همیشه بود. باربارا با گلدا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط