{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

کم کَمَک با غصه و با درد عادت می کنم

کم کَمَک با غصه و با درد عادت می کنم
هر چه با عشقش سرم آورد عادت می کنم

کم کَمَک هی می پذیرم عاشقی کارش نبود
با دورویی ها که قبلا کرد عادت می کنم

می پذیرم دوستت دارم عمل می خواست او
بود بی شک بد تر از نامرد عادت می کنم

روز آدم می کَند جان شب که شد جان می دهد
هی به سوز روز های سرد عادت می کنم

من به خشکی های هر گل کهِ دلم با ناز ها
از امیدِ بیخودی پرورد عادت می کنم
سرگشته
دیدگاه ها (۳)

آهِ پشته هممون یه دله نشکهسه نسیخشه و خُرَم یه نفر هم نکشیده...

آهِ پشته هممون یه دله نشکهسه نسیخشه و خُرَم یه نفر هم نکشیده...

هوا سرد و زمین از برف لبریز و لباسم گرمکنارِ من، تو باشی برف...

هوا سرد و زمین از برف لبریز و لباسم گرمکنارِ من، تو باشی برف...

‏🐿[۱۵:۰۰ ~ ۱۵:۰۴ به وقت کلمبیا]آه، تبدیل به یه پسر سرماخورده...

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹‌p74دختر چندتا گل خشک‌شده رو از روی مسیر ...

#تاج_و_طوفانپارت ۱۸۹: یک روز عادی… شایدآشپزخانه قصر هنوز شلو...

پارت دوم

بعضی موسیقی‌ها، فراتر از نت و آهنگ هستند؛ آن‌ها شبیه به یک ز...

•●عـنـوان: ܩوریرتی وطܔ پرࡄت- 𝆏1●•_شرلوک هلمز_به هر زحمتی بود...

فیک : همسر قراردادی آقای جئون

......//برده ی زیبا//......

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط