{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

به هوش که اومدم، خودم را کاملا بی کس حس کردم. بلافاصله از

به هوش که اومدم، خودم را کاملا بی کس حس کردم. بلافاصله از پرستار پرسیدم که پسره یا دختره؟ وقتی بهم گفت دختره سرم رو برگردوندم و زدم زیر گریه...
گفتم خیلی خب، خوشحالم که دختره. امیدوارم که خل باشه. واسه ی این که بهترین چیزی که یک دختر تو این دنیا می تونه باشه، همینه...
یه خلِ خوشگل...
دیدگاه ها (۲)

سلامی دوباره🌚 بعد اینکه اومدم شرایطمو بهتون گفتم و گفتم که د...

🧷 ֺ 𔘓 🇭 🇪 🇮 🇳 🇦 𓈒 ‌ 𝟏𝟏:𝟏𝟏 ☁️ سلامم دختراا...

★彡   Part 21 彡★ ناگهان، غریزه ای در وجودم من رو وادار به تاب...

𝒐𝒉 𝒅𝒆𝒂𝒓 𝒅𝒂𝒖𝒈𝒉𝒕𝒆𝒓 𝒐𝒇 𝒕𝒉𝒆 𝒎𝒐𝒐𝒏 ↤ ‌• 𝒌𝒂𝒃𝒐𝒏𝒔𝒉𝒊𝒏𝒂ــــــــــــــــ...

رمان :تاوقتی که عاشقت شدم

پارت یازدهم صبح ویو یونگی : با صدای گریه فخ فخ از خواب بیدار...

پارت ۱۴۷* با موهام کلنجار رفتم و بالاخره ۵ تا از گیره هارو د...

پارت ۱۴ روز بعد، وقتی از خونه بیرون اومدم، تهیونگ جلوی آسانس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط