پارت ۱۴۷
پارت ۱۴۷
* با موهام کلنجار رفتم و بالاخره ۵ تا از گیره هارو در اوردم *
بلیا : هوف..
کالیکس : ...
بلیا : من میرم داخل
کالیکس : باشه
* اومدم داخل .. ولی بقیه بهم میخندن ... یه نگاهی به سالن انداختم... همه سرشون تو کار خودشون بود... باید سریع بدوم و برم بالا *
کالیکس : چرا داری سرک میکشی
بلیا : عههه! عین جن نیا پشت سرم لطفا
کالیکس : اها فهمیدم میخوای بقیه بهت نخندن
بلیا : آره، همچین وضعی خیلی خجالت آوره برام..
کالیکس : این که عادیه... منم مسخره میکردن
بلیا : جدی؟
کالیکس : آره.... خیلی
بلیا : معذرت میخوام
کالیکس : نه اشکالی نداره به هر حال تو که مسخره ام نکردی
* دوباره نگاهی به سالن انداختم بقیه روشون اونور بود و داشتن خوراکی برمیداشتن *
بلیا : بهترین فرصتم همینه
کالیکس : من میرم
بلیا : باش
* کالیکس رفت پیش خانواده اش... خب دختر باید با تمام سرعتت بدویی .. *
بلیا : خب..
* با تمام فرصتم دویدم و از پله ها رفتم بالا... با موفقیت انجام شد *
&&& : * جیغ*
بلیا : وایی چته؟
* خدمتکار دستمو کشید و برد توی اتاق *
&&& : بانوی من! با موهاتون چیکار کردین
* نشستم *
بلیا : ده تا گیره مو گذاشتی تو موهام خواستم درشون بیارم موهامو داشتن میکشیدن
&&& : میومدین بهم میگفتین منم براتون کمتر میذاشتم... سریع موهاتونو درست میکنم
بلیا : باشه
* با موهام کلنجار رفتم و بالاخره ۵ تا از گیره هارو در اوردم *
بلیا : هوف..
کالیکس : ...
بلیا : من میرم داخل
کالیکس : باشه
* اومدم داخل .. ولی بقیه بهم میخندن ... یه نگاهی به سالن انداختم... همه سرشون تو کار خودشون بود... باید سریع بدوم و برم بالا *
کالیکس : چرا داری سرک میکشی
بلیا : عههه! عین جن نیا پشت سرم لطفا
کالیکس : اها فهمیدم میخوای بقیه بهت نخندن
بلیا : آره، همچین وضعی خیلی خجالت آوره برام..
کالیکس : این که عادیه... منم مسخره میکردن
بلیا : جدی؟
کالیکس : آره.... خیلی
بلیا : معذرت میخوام
کالیکس : نه اشکالی نداره به هر حال تو که مسخره ام نکردی
* دوباره نگاهی به سالن انداختم بقیه روشون اونور بود و داشتن خوراکی برمیداشتن *
بلیا : بهترین فرصتم همینه
کالیکس : من میرم
بلیا : باش
* کالیکس رفت پیش خانواده اش... خب دختر باید با تمام سرعتت بدویی .. *
بلیا : خب..
* با تمام فرصتم دویدم و از پله ها رفتم بالا... با موفقیت انجام شد *
&&& : * جیغ*
بلیا : وایی چته؟
* خدمتکار دستمو کشید و برد توی اتاق *
&&& : بانوی من! با موهاتون چیکار کردین
* نشستم *
بلیا : ده تا گیره مو گذاشتی تو موهام خواستم درشون بیارم موهامو داشتن میکشیدن
&&& : میومدین بهم میگفتین منم براتون کمتر میذاشتم... سریع موهاتونو درست میکنم
بلیا : باشه
- ۲۷
- ۱۲ مرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط