{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت

پارت ۱۵
از دید ا/ت
ساعت ۷ بود و هنوز جیهوپ نیومده بود
نگرانش شده بودم ک دیدم زنگ زد
(از این به بعد برات ا/ت و جیهوپ علامت میزارم...ا/ت + جیهوپ -)
+الو سلام
- سلام خوبی؟
+مرسی...
-آممم میگم ا/ت هنوز شرکتی؟
+عاره چطور
-خب ببین همونجا وایستا امشب کارت دارم
+عاا باش
-مشکلی ک نداری؟
+نه بابا😅
-خب خوبه پس میبینمت فعلن
+خدافس
وااا یعنی چیکارم داره...!
بیخیال شدم و دوباره رفتم سراغ کارام...چون امروز با ی شرکت جدید قرار داد بستیم برای همون باید با همه افراد شرکت حرف بزنم تا هر دو تا شرکت برای کار آماده باشن
غرق کارم شده بودم ک یهو حضور یکیو حس کردم!
سرمو آوردم بالا ک صورت لیان رو دیدم
+او اقای لیان ببخشید متوجه حضورتون نشدم...اقای جانگ نیستن میتونین فردا بیاین🙂
لیان:آمم من با اقای جانگ کاری ندارم خانم کیم!
+عااام میتونم کمکتون کنم؟
لیان:البته!فقد کافیه باهام بیای...😏
+ببخشید!🤨
لیان سرشو ب علامت شروع یکم اورد پایین ک چن نفر از پشت سرش اومدن و ی دستمال گذاشتن جلوی دهنم!
انگار این صحنه رو قبلن دیدم...اول سعی کردم نفس نکشم ک یهو با یاداوری اون خاطره دیگه نتونستم و...













کرم دارم😝😂😂
لایک و کامنت تا پارت بعدی رو بزارم😐😁
دیدگاه ها (۱۱)

https://wisgoon.com/parsa.antibtsهیتره گزارش کنین

قلبم نمیزنه😢💜

پارت ۱۴از دید جیهوپکوک:باید از دوس دخترم کمک بگیرم...بزا الا...

کپشن مهمهههه آرمییی

حساسیت من پارت ۳

فرشته ی من پارت ۳بعد از ی روز طولانی بالاخره زنگ و همه ی بچه...

هرزه ی حکومتی پارت ۹ا/ت : ....کوک چرا مست کردی . نگرانکوک : ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط