{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بغضش رو آروم قورت داد..

بغضش رو آروم قورت داد..
نباید گریه میکرد..
نباید برمی‌گشت به دوران سیاهی که ازش فرار کرده بود
درسته! فرار کردن ازونجا سخت بود ولی انجامش داد و تونسته بود تا حدودی خودش رو نجات بده.. ولی الان چی؟
الان دیگه راه فراریم نداشت..
فقط میتونه به سونامی سیاهی که به سمتش هجوم میاره نگاه کنه و بزاره طعم تلخ لبخندش با شوری اشکاش ترکیب شه
دوست داشت محو شه.. دوست داشت گم شه.. دوست داشت هیچوقت وجود خارجی ای نداشته بود.. البته فقط دوست داشت!
تنها دلیل موندن و تحمل کردن همه دردایی که داشت فقط یه نفر بود!
ولی..
چرا الان بازم میخواست بمیره..؟! یا شایدم اون فقط نیاز داشت به نقطه اَمنش
دیدگاه ها (۰)

چرا تا میخام حالمو بهتر کنم، میایین با کارا و حرفاتون حالمو ...

اگه تنت زخمی بود خودم زخماتو میبندم. اگه روحت زخمی بود خودم ...

𝑴𝒚 𝒍𝒊𝒍𝒊𝒐𝒎part:31تقریبا میشه گفت کل جاهای دیدنی سیدنی رو دیده...

𝐖𝐞 𝐒𝐡𝐨𝐮𝐥𝐝𝐧'𝐭 𝐇𝐚𝐯𝐞 𝐌𝐞𝐭 𝐀𝐠𝐚𝐢𝐧...𝐁𝐮𝐭 𝐖𝐞 𝐃𝐢𝐝Season²PART³³(نایون+...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط