{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

وقت است که بنشینی و گیسو بگشایی

وقت است که بنشینی و گیسو بگشایی
تا با تو بگویم غَم شَب های جُدایی
دیدگاه ها (۳۳)

درد ِدلتنگی میشکند تک تک استخوان هایم را... دقیقا در همین مک...

یه دیالوگی بود که میگفت:«‏وقتی به کسی تعهد داری توی همه چیز ...

صُبح یَعنی،وسط قصّه‌ی تردیدِ شُما،کسی از دَر برسدنور تَعارف ...

می‌شناسمت ...چشم‌هایِ تو میزبانِ ،آفتابِ صبحِ سبزِ باغ‌هاست ...

وقت است که بنشینی و گیسو بگشایی تا با تو بگویم غم شب های جدا...

گفته بودم چو بیایی غم دل با تو بگویم چه بگویم که از دل برود ...

سکوت شب و تنهائی تن های ک واقعآ تو غم و حسرت هستند...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط