{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

زندگی اش را سیل برده بود

زندگی اش را سیل برده بود
توانسته بود چرخ خیاطیش را نجات دهد
از اینکه آینده را دوباره خواهد ساخت خوشحال بود

لبخندی چنین میانه‌ی سیلابم آرزوست...
دیدگاه ها (۵)

داشتم غصه میخوردم "مو" توش بود دیگه نخوردم ؛"مو" تو غصه هاتو...

می‌خواستم زندگی کنمراهم را بستندستایش کردمگفتند خرافات استعا...

الاغی دعا کرد صاحبش بمیرد تا از زندگی خرانه خود خلاص شودصاحب...

یک عکّاس مشهور نوشته بود:یک عکس فوق‌العادهنتیجه‌ی فاصله‌ منا...

when silence became a scream p23

در انتظار دومین دیدار پارت ⁴هیچ حرفی بین این دو رد و بدل نمی...

دروغ شیرین پارت بیست و سومدفتر را میبندم ولی توانایی بالا او...

when silence became a scream p21

سایه های پنهان در شب های گرم فصل ۳ قسمت ۵‌با شروع ماه سوم، ر...

p33

𝓢𝓽𝓾𝓫𝓫𝓸𝓻𝓷 𝓝𝓾𝓻𝓼𝓮𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟗چند هفته گذشته بودرفتار جیمین کم‌کم تغیی...

امروز تولد کسیه که شاید خودش هیچ‌وقت نفهمه چقدر حضورش توی زن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط