{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مرا ببخش اگر دوستت دارم

مرا ببخش اگر دوستت دارم
و کاری از دستم بر نمی آید
نه به این خاطر که "مهربانی" کردن بلد نبود ...
بلد بود ...
نه به خاطر این که "کم" بود و "کم حرف" بود ...
نه!
نه از آن جهت که "سرد" و "سنگین" و "مغرور" بود ...
نه به این دلیل که
"صبح بخیر" هایِ از نانِ شب واجب ترش به راه نبود ...
نه برای این که "شب بخیر" های مرفین دارش قضا می شد
و به حالت هایِ مختلف انتظار به خواب می رفتم ...
نه !
نه به خاطر آن همه "خودداری" ...
نه آن اندازه یِ باور نکردنی تظاهر به "بی تفاوتی" ...
نه آن حجم عظیم از "سنگدلی" ...
نه به خاطر آن همه "تحملِ" غیرِ قابلِ تحمل،
و تنها از این بابت
که این همه می توانست احساسات درونی اش را
سرکوب کند،
به دلیل این که احساس می کردم
درون خودش را ویران و ویرانه کرده بود ...
دیگر کنارش احساس آرامش و امنیت نمی کردم!
"سنگین دلی" که تا این حد با "خود" نامهربان بود
چگونه می توانست "دیگری" را
نه بیش از اندازه
که به جا و به اندازه دوست بدارد؟
دیدگاه ها (۲)

رسیدی به پله‌های آخر بهشت.یه پله مونده.خدا می‌گه: می‌بخشیش؟م...

### پیش‌نویس شروع داستان##شب، مثل یک پتک سیاه روی سر سینا می...

چقدر این حکایت مطابقت بااین روزگار دارهداستان روباه دم‌بریده...

پیر و استاد ربانی ما کربلایی احمد تهرانی (رحمه الله علیه)میف...

...پنج پارتی از جیمین....

✦ اولین گناه ✦فصل نوزدهم: صبحی که برنگشت---لب‌هایش.روی لب‌ها...

سایه های پنهان در شب های گرم فصل ۱ پارت ۴‌آنیا لرزش دست‌هایش...

Forbidden Weaknessضعف ممنوعهفصل دومp.38(روایت از زبان ا.ت)او...

رز آبی پارت ۲۰

𝖕𝖆𝖗𝖙3ساعت ده شب بود.عمارت ساکت بود. آقای کانگ رفته بود. مهما...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط