#سناریو_درخواستی

#سناریو_درخواستی
موضوع:
وقتی خوناشم هستن و خوابیم و میخوان خون بخورن!

نامی:امم بهتره بیدارش نکنم'و میره'

جین:خب عزیزم من به خون نیاز دارم

یونگی:'بدون اینکه بیدارت کنه از گردنت خون میخوره'

جیهوپ:'بچم انقدر نگرانته اصن خون نمیخوره ازت'🥲

ا.ت:موچی کوچولو خون میخوای؟!
جیمین:عه کی بیدار شدی؟!'خنده ضایع'
ا.ت:'گردنشو به سمت دندونای جیمین میبره'
جیمین:بیب واقعا ازت ممنونم'بغلش میکنه'

تهیونگ:بهم خون میدی'با صدای بم'
ا.ت:حتما

جونگکوک:خب بانی کوچولوت به خون نیاز داره بیببب
ا.ت:بفرمایین'خنده'

(ببخشید اگه چرت شدد)

درخواستی فالوور کیوتم:https://wisgoon.com/silentaccount34
دیدگاه ها (۲)

ادامه قبلی

سه ارباب خشن پارت یازدهم

"حرکت ناگهانی ¹⁴"

خون آشام زیبای من 4

Cousin Part 7ا/ت وقتی گارسون اومد همگی ساکت شدیم وقتی غذا ها...

تصور کنید خون شیرین پارت دوم

عاشقی و سختی

𝙿𝙰𝚁𝚃_³⁵

khiyanat duroqhin𝚙𝚊𝚛𝚝2که همون لحظه دستی روی رون پام احساس کر...

رمان؟عشق مثلثیپارت؟5(تابع قوانین ویسگون) *دستم رو گرفت و کشی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط