من که عمرم را به پایت ریختم
من که عمرم را به پایت ریختم
زندگیهارا به پایت ریختم
ای تو دیروز من و امروز من
من که فردا را به پایت ریختم
دیگر چه خواهی؟دیگر چه خواهی؟
من که با خوب و بد تو ساختم
آبرویم را به خاک انداختم
درسفر تا هفت شهر عشق تو
من که مرزی تا جنون نشناختم
دیگر چه خواهی؟دیگر چه خواهی؟
من که همچون بت پرستیدم تورا
هرکجا رفتم فقط دیدم تورا
باتمام گریه ها از دست تو
میشکستم بغض و خندیدم تورا
پس چرا آزردنم را دوست داری؟
حسرت و غم خوردنم را دوست داری؟
مثل من هرگز کسی عاشق نبوده
سوختن از عشق را لایق نبوده
از توام در آتش و خاموشم از تو
تا نگویی در وفا لایق نبوده
هرچه میسوزم تو میگویی کم است
قصه ام ورد زبان عالم است
پس چرا آزدنم را دوست داری؟
حسرت و غم خوردنم را دوست داری؟
تقدیم به آنکه دوستش دارم
خـــــــــــاص
زندگیهارا به پایت ریختم
ای تو دیروز من و امروز من
من که فردا را به پایت ریختم
دیگر چه خواهی؟دیگر چه خواهی؟
من که با خوب و بد تو ساختم
آبرویم را به خاک انداختم
درسفر تا هفت شهر عشق تو
من که مرزی تا جنون نشناختم
دیگر چه خواهی؟دیگر چه خواهی؟
من که همچون بت پرستیدم تورا
هرکجا رفتم فقط دیدم تورا
باتمام گریه ها از دست تو
میشکستم بغض و خندیدم تورا
پس چرا آزردنم را دوست داری؟
حسرت و غم خوردنم را دوست داری؟
مثل من هرگز کسی عاشق نبوده
سوختن از عشق را لایق نبوده
از توام در آتش و خاموشم از تو
تا نگویی در وفا لایق نبوده
هرچه میسوزم تو میگویی کم است
قصه ام ورد زبان عالم است
پس چرا آزدنم را دوست داری؟
حسرت و غم خوردنم را دوست داری؟
تقدیم به آنکه دوستش دارم
خـــــــــــاص
- ۵.۸k
- ۰۴ شهریور ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط