{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

به آرزو نرسیدیم و

به آرزو نرسیدیم و
دیر دانستیم
که راه دورتر از
عمرِ آرزومندست
تو آن زمان به
سرم سایه خواهی افکندن
که پیشِ پای تو
ترکیبِ من پراکنده ست
دیدگاه ها (۱)

از معدود آدمهاییکه واژه‌ی انسانیت برازندشون هست؛کسایی هستند ...

به گرگها نباید خندید....چون گرگها خندیدن را تجربه نکردند...!...

دوست داشتن که عیب نیستدوست داشتن دل آدم را روشن می‌کند...

بند ِدل ِمنبه لبخندهای تو بند استبرای دوست داشتنت امالبخندها...

اگر آرامش دنیا را می‌خواهی و نجات آخرت را،راه یکی‌ست؛ پناه ب...

اسم رمان: سایه ای که پدرم بودمعرفی: همه می‌گفتند او مردی سرد...

مرضیه جانم...❤️دیدارت، شبیه آمدنِ بهار به شهری‌ست که سال‌ها ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط