{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

قسم خوردم به چشمان تو هرگز دل نمبندم

قسم خوردم به چشمان تو هرگز دل نمي‌بندم
كمك كرده غرورت تا بمانم پاي سوگندم
نبوده بين ما حتى نگاهي و همين يعني
به قانون حياي عشق پابندي و پابندم
ميان عشق و اشك از روزهاي دور پيوندي‌ست
پر از اشك است چشم من كه لبخند خداوندم
چه بي‌چون و چرا دستت سپردم اختيارم را
مني كه سخت استدلالي و لجباز و يك دنده‌م
دل من با خيال وصل تو آرام مي‌گيرد
تو اقيانوس آرامي و من غوغاي اروندم
كنارت كشف‌هاي تازه‌اي از عشق خواهم داشت
تو يك مضمون بكر و نابي و من يك هنرمندم
تو مجنون باش اما بين من فرق است با ليلي
نخواهد بود سهم هيچ‌كس غير از تو لبخندم
دیدگاه ها (۶)

همه در خواب و من بیدارم ای یار کمی تب دارم و بیمار...

آنکو که در شبم گل مهتاب پاره بودگاهی نهان ز چشم و گهی آشکاره...

در این دنیا تک و تنها شدم منگیاهی در دل صحرا شدم منچو مجنونی...

تو نیستی، غزلم این میان چه فایده دارد؟نشستنش به دل دیگران چه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط