رابطه سوخته (Burnt relationship ) ༺༻
رابطه سوخته (Burnt relationship ) ༺༻
part ¹⁹
ویو یونگی:
امروز هوا ابری و دلپذیر بود
از آجوما درباره ترافیک سنگین امروز شنیدم پس تصمیم گرفتم بدون ماشین برم تا هرچه زودتر به شرکت برسم
(مامان یونگی ÷)
÷پسرم داری میری؟
✓بله مامان جان
÷یه لحظ وایستا
✓باشه
چند دیقه وایستادم ک دیدم مامان با یه چتر زرد ساده اومد پایین
÷بیا پسرم اینو با خودت ببر
✓چتر؟
÷اره دیشب توی هواشناسی گفتن ک قراره یه بارون سنگین بیاد هرچی زودتر برو تا برسی شرکت
✓خیلی ممنون
÷برو دیگه بدو
✓چشمم
از خونه زدم بیرون داشتم سمت چهار راه میرفتم وای خیابونا خیلی شلوغ بود میشه گفت اصلا جا نداشت آدم از بین ماشینا رد شد اینقدر شلوغ بود
همینجوری داشتم قدم میزدم که یدفعه بارون شدیدی شروع شد چترم رو باز کردم و بالای سرم گرفتمش
به راهم ادامه میدادم ک چشمم به یه فرد آشنا خورد یکم نزدیک تر رفتم دیدم جه هوآ بود
آخه دختر بدون چتر اینجا چیکار میکنی
نگاش کن خیس خالی شده
رفتم سمتش چتر رو بالای سرمون گرفتم
تعجب کرده بود نگاهی بهم انداخت
♡آ.. آ.. آقای مین
✓خانوم جه اینجا بدون چتر چیکار میکنی
♡داشتم میرفتم شرکت چون ترافیک سنگین بود نتونستم با ماشین بیام... شما چرا پیاده اومدید؟ ماشینتون رو نیاوردین؟
✓ امروز خواستم یکم قدم بزنم ک متاسفانه بارون بارید
♡بله منم پیشبینیشو نمیکردم
چراغ قرمز بود و ماشینا پشت خط عابر پیاده وایستاده بودن ماهم نمیتونستیم رد شیم چون کلا ماشینا ترافیک سنگینی درست کرده بودنـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
part ¹⁹
ویو یونگی:
امروز هوا ابری و دلپذیر بود
از آجوما درباره ترافیک سنگین امروز شنیدم پس تصمیم گرفتم بدون ماشین برم تا هرچه زودتر به شرکت برسم
(مامان یونگی ÷)
÷پسرم داری میری؟
✓بله مامان جان
÷یه لحظ وایستا
✓باشه
چند دیقه وایستادم ک دیدم مامان با یه چتر زرد ساده اومد پایین
÷بیا پسرم اینو با خودت ببر
✓چتر؟
÷اره دیشب توی هواشناسی گفتن ک قراره یه بارون سنگین بیاد هرچی زودتر برو تا برسی شرکت
✓خیلی ممنون
÷برو دیگه بدو
✓چشمم
از خونه زدم بیرون داشتم سمت چهار راه میرفتم وای خیابونا خیلی شلوغ بود میشه گفت اصلا جا نداشت آدم از بین ماشینا رد شد اینقدر شلوغ بود
همینجوری داشتم قدم میزدم که یدفعه بارون شدیدی شروع شد چترم رو باز کردم و بالای سرم گرفتمش
به راهم ادامه میدادم ک چشمم به یه فرد آشنا خورد یکم نزدیک تر رفتم دیدم جه هوآ بود
آخه دختر بدون چتر اینجا چیکار میکنی
نگاش کن خیس خالی شده
رفتم سمتش چتر رو بالای سرمون گرفتم
تعجب کرده بود نگاهی بهم انداخت
♡آ.. آ.. آقای مین
✓خانوم جه اینجا بدون چتر چیکار میکنی
♡داشتم میرفتم شرکت چون ترافیک سنگین بود نتونستم با ماشین بیام... شما چرا پیاده اومدید؟ ماشینتون رو نیاوردین؟
✓ امروز خواستم یکم قدم بزنم ک متاسفانه بارون بارید
♡بله منم پیشبینیشو نمیکردم
چراغ قرمز بود و ماشینا پشت خط عابر پیاده وایستاده بودن ماهم نمیتونستیم رد شیم چون کلا ماشینا ترافیک سنگینی درست کرده بودنـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
- ۴.۷k
- ۰۵ خرداد ۱۴۰۲
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط