{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

غنچه پیراهنت، امروز شمیم یاس داشت

غنچه پیراهنت، امروز شمیم یاس داشت
اشک سرخ دیده ات، اندوه یک احساس داشت

محو تصویر شما بودم که دل از دست رفت
فتنه چشمت مداوم، قل "برب الناس" داشت‌‌..
دیدگاه ها (۲)

سهم من ،خانه ی محبوسدراندیشه ی دیدار تو شدپشت یک پنجره ی وهم...

آنقدر دعا کردم تا پرنده شدماما حالا که اینهمه راه رابه سوی ت...

‏زلزله چشمای تو بود که زد و ویرانم کرد...

ﺑﺮﺍﯼ "ﺁﺩﻣــــــــﻬﺎ"ﭼﻪ ﺁﻧﻬﺎ ﮐﻪ ﺑﺮﺍﯾﺖ "ﻋﺰﯾــــــــــﺰﺗﺮﻧﺪ"ﭼﻪ ...

پرسه در جنگل...[پارت اول]شب...باد آرام میان شاخه‌های بلند در...

بی تو، مهتاب‌شبی، باز از آن كوچه گذشتمهمه تن چشم شدم، خیره ب...

تارهای مو مانند خطوط ظریف مینیاتور روی صورتش شلاق می‌زنند، ر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط