{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

آن چنان غرق تو بودم که خودم یادم رفت

آن چنان غرق تو بودم که خودم یادم رفت
خیره در چشم تو آنقدر که غم یادم رفت

نذر چشمان تو هر شب به حرم می رفتم
محو چشمان تو بودم که حرم یادم رفت

بین دستان تو با من دو قدم فاصله بود
دو قدم فاصله تنها، دو قدم یادم رفت

خواستم نام تو هر روز به یادم باشد
پشت دستم بنویسم... که قلم یادم رفت

کاش میشد به من و حرف دلم گوش کنی
کاش باور بکنی حرف خودم یادم رفت''
دیدگاه ها (۱)

وقتی می فهمی که ادما اونجورکه نیستن نشون میدن ،تنهایی چقدر د...

...وقتی‌ دلت مثل من ترک برداشتدیگر آمدن یا رفتنبودن یا نبودن...

ﯾکـــــ ﺳﺎﻋتــــ ﮐـِــ ﺁﻓﺘﺎبــــ ﺑﺘﺎﺑـــﺪ،ﺧﺎﻃﺮﻩ ﺁنـــــــﻫﻤـ...

گاهی احساس آخرین بیسکویت باقی مانده در یک بسته را دارم...تنه...

هَـوَلِـتَـم دُخـتَـر>>👧🏻🌶#پارت_41با حال خراب وارد خونه شدم ...

دلم اندازه ی یک شهر برایت تنگ استآنقدر تنگ که با ذهن خودم در...

پارت ۱۹ 🖤مین‌سو لبخند کوتاهی زد.— «قبل از اینکه بترسی، فقط م...

𝒎𝒚 𝒍𝒊𝒂𝒓𝘾𝙝𝙖𝙥𝙩𝙚𝙧:2𝙋𝙖𝙧𝙩:5^دوباره دارم همون کارو باهاش میکنم،هیو...

چند پارتی پارت ۳ با شنیدن حرف تهیونگ، از پشت دیوار بیرون او...

#playmate p¹¹³●○تهیونگ ویو:هر تیکه از وجودم داشت سمتش میرفت ...

Chapter 10"*frozen*تهیونگ منو اونجا تنها گذاشت و بر خلاف میل...

اخم كمرنگم براي باري ديگر به صورتم برگشت:"اينطوري نگام نكن."...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط