آدمها دو جور زخم می خورند، زخم غریبه ها و زخم خودی ها.

آدمها دو جور زخم می خورند، زخم غریبه ها و زخم خودی ها.
زخم غریبه ها حادثه ای زودگذر است، دردی موقت که تسکینش سخت اما ممکن است. کم کم از یاد می بری و راه میفتی و برمی گردی به سرزمین آرامش.
زخم خودی ها اما... آخ! آن که تو را خوب می شناسد، آن که می داند نقطه ضعفت کجاست، و باید کجایت را بشکند که روحت قطع نخاع شود، آن که بلد است طوری درد را به جانت بنشاند که صد چینی بندزن ماهر نتوانند تکه های وجودت را به هم بچسبانند، آن که همیشه ساحل امنت بوده و حالا با دلیل یا بی دلیل شده باتلاقی از گنداب متفن. او که رهایت می کند در حیرت و درد و سکوت و تنهایی. زخم او جانکاه است، آن زخم که خوب نخواهد شد، حتا وقتی وانمود میکنی همه چیز را فراموش کرده ای.
پشت سرم، جای شکستگی بزرگی هست، پنهان شده زیر موهای زبر. بچه که بودیم، بازی می کردیم و سرم شکست. حالا سالهای سال است هیچکس نمی داند زیر موهای من جای یک زخم بزرگ پنهان شده، تنها خودم میدانم و آن کسی که سرم را شکست. گاهی بی اراده دست می کشم روی جای زخم، تا یادم بیاید در هر بازی ساده با تنی ترین رفیق هم خطر زخم خوردن هست، زخمی که جایش برای همیشه می ماند.
داشت یادم می رفت، آدمها دو جور زخم می خورند؛ اما هزار جور زخم می زنند....
دیدگاه ها (۰)

✲ ܢܚ݅ܩߊ ܩܨ ࡅ߳وߊ‌ܝ̇ߺیܥ‌‌ ܦ̇ܝ‌یߊ‌ܥ‌‌ ܢ̣ܝ̇‌ܝ̇ߺیܥ‌‌، ߊ‌ܥܼߊ‌ܝ̇‌ܘ ...

---نه از فراق، که از نزدیکی می‌سوزم. از آن لحظه‌ای که چشمانت...

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹‌78حدود نیم ساعت گذشت.صدای قدم‌هایی روی س...

حتی گل‌ها هم می‌دانستPart 2ماه در آسمان مانند جواهری می‌درخش...

انسان بودن، فقط یک زیستنِ ساده در بستر زمان نیست؛ یک سفر مست...

پارت اول: پشت‌بام، ساعت صفرباران ریز و تیزی روی آسفالت خیس ح...

007-پنهان در مه - پارت ۷۵

پارت: 25 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*عصر همان روز، هوا به طرز ا...

لونا و ويليام

خاکسترِ خاطره»شبی که ماه، بی‌حوصله، پشتِ ابرهایِ خاکستری پنه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط