{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

حالم کودکی که هر شب

حالم کودکی که هر شب
سنجاقِ پیراهنش در تن اش فرو می رود

نمی توانم دردم را به زبان بیاورم ...

#سیدمحمد_مرکبیان
دیدگاه ها (۸)

به جز تو کز نگهی سوختی دل ما رابه دست خویش که آتش زند به خان...

باد مشتی ورق از دفتر عمر آورده است..عشق، سرگرمی سوزاندن این ...

تو مرا جان و جهانی ، چه کنم جان و جهان را تو مرا گنج روانی ...

ﺁﺩﻣﻬﺎ ﻣﻲ ﺁﻳﻨﺪﮔﺎﻫﻲ ﺯﻧﺪﮔﻲ ﺍﺕ ﻣﻲ ﺷﻮﻧﺪﮔﺎﻫﻲ ﺗﻨﻬﺎ ﺧﺎﻃﺮﻩ ﺍﯼ ﺩﺭ ﺫﻫﻨﺖ...

تناسخ

هنوز باور نمی کنم نبودنت را؟حرف های حکیمانه و آرامش بخشت راه...

می‌خواهم از خود بگریزم بروم خیلی دور، مثلا بروم در سیبری، در...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط