{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پشتم به تو گرم است. نمی‏دانم اگر تو نبودی، زبانم چطور می‏

پشتم به تو گرم است. نمی‏دانم اگر تو نبودی، زبانم چطور می‏چرخید، صدایت نزنم!
راستش را بخواهی، گاهی، حتی وقتی با تو کاری ندارم، برای دل خودم صدایت می‏زنم؛ بابا!
آن‏قدر با دست‏هایت انس گرفته‏ام که گاهی دلم لک می‏زند، دستانم را بگیری.
هر بار دستانم را می‏گیری، خیالم راحت می‏شود؛ می‏دانم که هوایم را داری و من میان ازدحام غریبی، گم نمی‏شوم و تو هیچ وقت دستم را رها نمی‏کنی... .
دیدگاه ها (۲)

دست بردار پطروس! بگذار دنیا را آب ببرد! در دنیایی که اقیانوس...

" عادت "آیا تا به حال به اجبار به دستشویی عمومی رفته اید که ...

گاهی پروانه ها هم اشتباه عاشق میشوندبه جای شمعگرد چراغهای بی...

ایـــــن روزهـــــا آنـــــقدر تـــــنها هـــــستم... کــــه...

PT/2                            ات با گریه : من لیاقت مامان ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط