{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تنهایی ام را به کافه می برم

تنهایی ام را به کافه می برم
می نشینم پشت میز همیشگی
کافه چی می پرسد:
چه می خوری؟
می گویم همان غصه ی همیشگی.
دیدگاه ها (۳)

چقدر خدا قشنگ تو قرآن میگه: قُلْ إِنَّ الْأَمْرَ کُلَّهُ لِل...

چقدر خدا قشنگ تو قرآن میگه: قُلْ إِنَّ الْأَمْرَ کُلَّهُ لِل...

به طلوع عشــق مے نشینم صبـح هاتا از پشت پرده ی آسمانت نگاهم ...

𝐏𝐀𝐑𝐓 𝟐| پسرِ کافه‌ی طبقه‌ی دومبعد از آن روز، یونگی را چند با...

مادر می گفت:وقتی‌سرگرم‌خدابشیهمه‌چیت‌میشه‌خودش‌و‌خودش..^^دیگ...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❶⓿_بخش دوم_ریون از بغلم بیرون می‌جهد و می‌پرد روی...

୨୧ ─────────────── ୨୧𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟎𝟓 ☕🍓𓂃 ࣪˖ ִֶָ «یکی برای منم بگیر.....

کافه گفتگو؛ ارزان راه نیفتاده، «اقتصادی» طراحی شده است

پارت دوم | سفارشِ همیشگیروز بعد، جنگکوک برخلاف همیشه چند دقی...

نام رمان: درسایه ی پناهگاه شیرینپارت ۸:پناهگاه شیرینیک سال ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط