پارت ۱۵
پارت ۱۵
ات: اگه بهم یاد ندی چطوری با اصلحه کار کنم
همینطوری به جیغ زدنم ادامه میدم
جونگکوک: ات گفتم که تو هنوز بچه ای
ات: هق 😭😭😭😭
جونگکوک: ات لطفا تمومش کن
ات: 😭😭😭😭
جونگکوک که دیگه نمیتونست
جیغ زدن و گریه های الکی ات رو تحمل کنه
از پای ات میگیره و اونو میکشه سمت خودش
بعد روی ات خی. مه میزنه
و شروع میکنه به مکیدن لب. ای ات
و بین اون بوسه ها شروع میکنه به حرف زدن
جونگکوک: جیغ بکش دیکه....... چرا دیگه داد نمیزنی هوم..........
ات: عمو.... تم...تمومش.... کن
جونگکوک لباشو از روی ابای ات بر میداره
جونگکوک: اه خیلی چیز خوبی هستی ایکاش عموت نبودم که باهم یه رابطه دیگه ای داشتیم
ات: عمو اصلا ازت توقع نداشتم.... عصبی.....
ات: حالا از روم بلند شو
جونگکوک از روی ات بلند میشه و روی زانو هاش میشینه بعد ات بلند میشه و در اتاق رو باز میکنه و داد میزنه میگه
ات: ازت توقع نداشتم همچین کاری کنی
و بعد درو محکم میبنده
جونگکوک: یعنی عاشقش شدم
ات: اگه بهم یاد ندی چطوری با اصلحه کار کنم
همینطوری به جیغ زدنم ادامه میدم
جونگکوک: ات گفتم که تو هنوز بچه ای
ات: هق 😭😭😭😭
جونگکوک: ات لطفا تمومش کن
ات: 😭😭😭😭
جونگکوک که دیگه نمیتونست
جیغ زدن و گریه های الکی ات رو تحمل کنه
از پای ات میگیره و اونو میکشه سمت خودش
بعد روی ات خی. مه میزنه
و شروع میکنه به مکیدن لب. ای ات
و بین اون بوسه ها شروع میکنه به حرف زدن
جونگکوک: جیغ بکش دیکه....... چرا دیگه داد نمیزنی هوم..........
ات: عمو.... تم...تمومش.... کن
جونگکوک لباشو از روی ابای ات بر میداره
جونگکوک: اه خیلی چیز خوبی هستی ایکاش عموت نبودم که باهم یه رابطه دیگه ای داشتیم
ات: عمو اصلا ازت توقع نداشتم.... عصبی.....
ات: حالا از روم بلند شو
جونگکوک از روی ات بلند میشه و روی زانو هاش میشینه بعد ات بلند میشه و در اتاق رو باز میکنه و داد میزنه میگه
ات: ازت توقع نداشتم همچین کاری کنی
و بعد درو محکم میبنده
جونگکوک: یعنی عاشقش شدم
- ۷.۳k
- ۰۳ شهریور ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط