{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت ۱۴

پارت ۱۴

جونگکوک: راستش من یه مافیام
ات: باورم نمیشه
جونگکوک: ولی این حقیقته

ات شروع میکنه به خندیدن

ات: عمو تو اصلا مثل مافیا ها نیستی

جونگکوک یه اصلحه از تو کشو در میاره

جونگکوک: اون سیب رو به سمت بالا پرتاب کن

ات هم همین کارو میکنه و جونگکوک با اصلحه به اون سیب شلیک میکنه و گلوله از وسط سیب رد میشه
و ات با تعجب به جونگکوک نگاه میکنه

جونگکوک: دیدی حالا باور کردی من یه مافیام
ات: عمو
جونگکوک: هوم
ات: بهم یاد میدی با اون اصلحه یه سیب رو بزنم... ذوق....
جونگکوک: ات الان تو نباید بترسی الان عموی تو بزرگترین مافیا جهانه
ات: ب.بزرگترین مافیا جهان ععررررر... ذوق...
جونگکوک: ات از واکنشت برگام ریخته
ات: عمو جونم بهم یاد بده ترو خدا
جونگکوک: الان عمو جون شدم
ات: تو همیشه برام عمو جون جونیم بودی
بهم یاد میدی دیگه درسته
جونگکوک: ات کار با اصلحه بچه بازی نیست

ات روی تخت دراز میکشه و شروع میکنه مثل بچه های کوچولو لج کردن

ات: من میخوام یاد بگیرم... داد و گریه...
جونگکوک: ات تمومش کن تو که بچه اینطوری لج میکنی
ات: عااااااااا... جیغ.....
دیدگاه ها (۱۰)

پارت یک ویو جونگکوک یه نفر تو کمپانی هست به اسم ات امروز منو...

پارت ۱۵ات: اگه بهم یاد ندی چطوری با اصلحه کار کنمهمینطوری به...

پارت ۷دکتر: متاسفانه رحمشوش اسیب دیده شدهجونگکوک: ات خوب میش...

پارت ۶وقتی که میرسن به بیمارستان جونگکوک از ماشین پیاده میشه...

معرفی اسم : فرشته در کلبه شیطان اعضا : سرد . خشن . البته مهر...

فیک کوچولوی من پارت دوم خانم کیم : بچه ها امروز بزرگترین ...

عشق شکوفه شدهپارت⁵که یهو ات غذا هارو جمع کرد و رفتن آشپزخونه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط