{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت شیش:

پارت شیش:

ویو اکو:

باز اون دختره ؟! من نمی‌دونستم با اون خائن ها قرارع معامله کنیم وگرنه بجای محموله براشون یک گلوله توی سرشون می‌فرستادم!
مرد کنارش شروع به حرف زدن کرد ولی من حواسم روی اون دختر بود
از همشون متنفرم
محموله رو معامله کردم
بلند شدم که فقط از اون قبرستون برم که چشمام از روی اون دختر تکون نمیخورن من چمشده؟؟‌
اون دختر فرق داشت برام... ولی چرا اون؟؟
بدنمو بزور راضی کردم که دیگه اونجا نباشه و با سختس زدم بیرون




ویو آتسوشی:

صبح که شد با خوشحالی بیدار شدن موها و لباسامو درست کردم و دویدم بیرون امروز برای اولین بار قرارع با اون اقائه برم ماموریتتتت تا حالا نرفته بودم و خیلی ذوق داشتم مخصوصا حالا که توی کتابخونه بوددد
راه افتادیم و رفتیم کتابخونه ولی تا رسیدیم اونجا اون پسره رو دیدم و اون اقائه رفت سمتشو منم به اجبار رفتم
زبونم بند اومده بود
چرا اون؟
سرمو پایین بود و اوت دو تا با هم حرف میزدن و از آخر محموله رو گرفتیم
بلند شدیم و من چند تا کتاب برداشتم و برگشتم عمارت ...
قرار نبود گند بخوره به اولین ماموریتمممم
رفتم توی اتاق با کلافگی و کتاب خوندم
از زندگی بدم میادددددد
کتابو تا شب خوندم و رفتم گذاشتم توی قفسه کتابخونم
یه کتاب هام نگاه کردم و لبخند زدم تا اینکه نگاهم افتاد روی یک کتاب بچگونه
خندم گرفت و اونو برداشتم و رفتم روی صندلی نشستم و ورقش زدم
هر صفحه یک داستان یک شعر و یک نقاشی
خندم گرفت با اینکه رسیدم به یک چندتا عکس آروم عکسارو برداشتم و نگاه کردم بچگی من بود لبخند زدم
عکس‌ بعدیو نگاه کردم
عه! اینجا رو یادمه! داشتم میگفتم من فقط سفید اون شیر رو می‌خوام!
خیلی لجباز بودم
عکس بعدیو که نگاه کردم یک لحظه روی تصویر موندم منو؟ یک پسر بچه ؟ به عکس نگاه کردم و قیافه تمام پسر های فامیل و تصور کردم اما هیچ کدومشون به این عکس نمی‌خورد
صدا ها توی ذهنم پخش شد


آکو مراقب باش!
آتسوشی خوبی؟؟
من خوبم +با خنده+

اکو؟..
نمیشناسم این اسم توی خانواده مون نیست...چیع؟؟ یا بهتره بگم اون کیه؟؟؟
دیدگاه ها (۳)

من اومدم پارت بدمم😁انتخاب کنیددد میتونم از هر کدوم از سناریو...

قهوه آتشین °پارت دوازده°ویو تاچیهارا°چویا اومد توی ماشینم نش...

قهوه آتشین °پارت یازده °ویو دازای°اون نمیتونه انتخاب کنه بای...

پارت ۲۳:ویو دازای: حدود چهار ماهی میشه که ندیدمش دیگه حتی صد...

(اسم:پرش از روی زمان،پارت2) _: دیروقت بود رفتم و ساعت لیا ر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط