{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

#Our_life_again

#Our_life_again
#ᏢᎪᎡͲ_³⁷

سونبه های تی اکس تی اینجا بودن....
اینا چه غلطی میکنن؟
کفشای پاشنه دارم رو در آوردم.....
رفتم داخل....
به همه سلامی دادم‌.....
٪کجا بودی خیلی دیره؟
با صدایی گرفته گفتم....
+استودیو.....
هنوزم هیچی نمیتونست دردم رو کم کنه.....
توی راه همه نوعه مسکن گرفته یودم اما هیچ کدوم کاری نکردن.....
&تا این وقت شب؟
جوابی ندادم....
٪صدات چرا اینجوری شده....
توجهی نکردم....
بی حال سمت پله ها رفتم.....
روی دومین پله بودم که دیگه نتونستم تحمل کنم‌.....
چشمام سیاهی رفت و دیگه هیچی ندیدم.....
دیدگاه ها (۰)

#Our_life_again#ᏢᎪᎡͲ_³⁸آروم چشمام رو باز کردم‌‌.....و دیدم ۷...

#Our_life_again#ᏢᎪᎡͲ_³⁹روی تخت کنارم نشست....دستم رو داخل دس...

مایل به پارت های بعد؟

استوریمون چک نشههه؟؟؟

Iove and the moonPart17با کلی خجالت پابه فرار گذاشتم وای ای...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط