impossible dream رویای محال
impossible dream رویای محال
ep-13
$ پانی $
اوی اوی اوی ریخت ریخت ریخت دی او پشت در دستشویی منتظر بود ...که در دستشویی باز شد و سهون اومد بیرون تاپاشو گذاشت بیرون من مثه جت خودمو رسوندم تو دستشویی و درو محکم بستم و با صدای داد دی او جان گرخیدم
دی او:یااااااااا پاااااااانی
-خیلیییی بخشیید
دی او:ببخشیدو ...نچ الانا اخه چی بگم بهت می دونی چقده منتظرم
-اخه داشت میریخت -_-!
بعد از انجام کارم اومدم بیرون آخیش دو قطره شاشه ولی لامصب کل زندگیو ازت میگیره
دی او:اجازه میفرمائید
-اختیار دارید بفرمائید
و دی او با خیال آسوده و با راحتی کامل وارد دستشویی شد
*مریم*
مامان چمدونا کوشون من می خوام برم بازار خدایااااااااا
از پله ها رفتم بالا ووووووو چقدر اتاق حالا من از کجا بفهمم کدوم مال چانیوله
تنها راه فهمیدنش گشتن اولی رو باز کردم یه سری چیز بود سر در نیاوردم دومی رو باز کردم وسایلا موسیقیو چندتا کامپیوتر بود سومی رو باز کردم ااااااااه O_o کلا لباس بود اگه من یه روز همه اینا رو امتحان نکردم اتاق چهارم درو باز کردم دو تا تخت داخلش بود رفتک تو اتاق سمت راستو نگاه کردم جااااانم O_o
رفتم جلو یکی بود ولی نمی دونم کی خدایا من هیز نیستما ولی این بدن کیه بدن سفید و عضله ای از پشت یه لحظه فکر کردم سهونه رفتم جلوتر اروم یه اعلام حضوریت کردم روشو برگردوند عرررررررررررررررر لوهانمه
در اون لحظه
من:::>_<::
لوهان:O_o
سریع رومو برگردوندمو دستمو جلو چشام گذاشتم: سریع بپوش ببینم
نزدیک دو مین گذشت دیدم هیچی نگفت:چی شد پوشیدی
-اوو خیلی وقته
رومو برگردوندم بعله اقا دارن موهاشونو درست میکنن رفتم جلوش کنار ایینه و دست به کمر ایستادم
-می مردی بگی پوشیدم
-تو گفتی فقط بپوش نگفتی بگو برگردم
با این حرفش لال شدم سرمو انداختم پایین خواستم ازش سوال بپرسم که با چیزی که دیدم متوقف شدم اب دهنمو صدا دار قورت دادم
سرمو بردم جلو و دستام قالب صورتش کردم
# لوهان #
با تعجب نگاش می کردم به چشمام نگاه میکرد از پشت گوشام حرارت میزد بیرون تپش قلبم بالا رفت سرشو میاورد جلو تپش قلب منم پیشتر میشد
تقریبا دو سانتی با هم فاصله داشتیم آماده یه کیس بودم یه کیس از طرف یه فن چشمامو بستم نفسای داغشو تو صورتم احساس میکردم
منتظر بودم.... یک.... دو....س...سه....
با سوزش صورتم چشمامو با شدت باز کردم با اخم برگشتم طرفش داد زدم:دیوونه شدی
-نکنه فکر کردی می خوام ببوسمت... ههه تو گونی
اخمام رفت تو هم:تو چی
-ارپیچی
-چرا زدی
-چون تو حق نداری برق لب بزنی
پوزخندی زدم:چرا اونوقت
-چون من میگم
رفت و درو محکم پشت سرش بست ....هه به من میگه نزن از لجتم باشه میزنم حلا ببین
*پاانی*
-مریییی مریییی مای جیمن کجاییی دقیقا کجاییی تو بی من کجاییی من بی تو کوجاییم
-قطع کن صدا تو مثه تخته ای که روش گچ میکشن
برگشتم با قیافه خشمگین کریس رو به رو شدم نیشمو براش باز کردم پوزخندی زدو گفت
-اسکل
-امل
-اوکشول
-شاسکول
چشم غره ای بهم رفت که من دوباره نیشمو براش باز کردم که یهو مریم از تو اتاق در اومد و داد زد
-سلام انگل
-سلام مؤزل
-میکروب
-ویروس
-باکتری
ep-13
$ پانی $
اوی اوی اوی ریخت ریخت ریخت دی او پشت در دستشویی منتظر بود ...که در دستشویی باز شد و سهون اومد بیرون تاپاشو گذاشت بیرون من مثه جت خودمو رسوندم تو دستشویی و درو محکم بستم و با صدای داد دی او جان گرخیدم
دی او:یااااااااا پاااااااانی
-خیلیییی بخشیید
دی او:ببخشیدو ...نچ الانا اخه چی بگم بهت می دونی چقده منتظرم
-اخه داشت میریخت -_-!
بعد از انجام کارم اومدم بیرون آخیش دو قطره شاشه ولی لامصب کل زندگیو ازت میگیره
دی او:اجازه میفرمائید
-اختیار دارید بفرمائید
و دی او با خیال آسوده و با راحتی کامل وارد دستشویی شد
*مریم*
مامان چمدونا کوشون من می خوام برم بازار خدایااااااااا
از پله ها رفتم بالا ووووووو چقدر اتاق حالا من از کجا بفهمم کدوم مال چانیوله
تنها راه فهمیدنش گشتن اولی رو باز کردم یه سری چیز بود سر در نیاوردم دومی رو باز کردم وسایلا موسیقیو چندتا کامپیوتر بود سومی رو باز کردم ااااااااه O_o کلا لباس بود اگه من یه روز همه اینا رو امتحان نکردم اتاق چهارم درو باز کردم دو تا تخت داخلش بود رفتک تو اتاق سمت راستو نگاه کردم جااااانم O_o
رفتم جلو یکی بود ولی نمی دونم کی خدایا من هیز نیستما ولی این بدن کیه بدن سفید و عضله ای از پشت یه لحظه فکر کردم سهونه رفتم جلوتر اروم یه اعلام حضوریت کردم روشو برگردوند عرررررررررررررررر لوهانمه
در اون لحظه
من:::>_<::
لوهان:O_o
سریع رومو برگردوندمو دستمو جلو چشام گذاشتم: سریع بپوش ببینم
نزدیک دو مین گذشت دیدم هیچی نگفت:چی شد پوشیدی
-اوو خیلی وقته
رومو برگردوندم بعله اقا دارن موهاشونو درست میکنن رفتم جلوش کنار ایینه و دست به کمر ایستادم
-می مردی بگی پوشیدم
-تو گفتی فقط بپوش نگفتی بگو برگردم
با این حرفش لال شدم سرمو انداختم پایین خواستم ازش سوال بپرسم که با چیزی که دیدم متوقف شدم اب دهنمو صدا دار قورت دادم
سرمو بردم جلو و دستام قالب صورتش کردم
# لوهان #
با تعجب نگاش می کردم به چشمام نگاه میکرد از پشت گوشام حرارت میزد بیرون تپش قلبم بالا رفت سرشو میاورد جلو تپش قلب منم پیشتر میشد
تقریبا دو سانتی با هم فاصله داشتیم آماده یه کیس بودم یه کیس از طرف یه فن چشمامو بستم نفسای داغشو تو صورتم احساس میکردم
منتظر بودم.... یک.... دو....س...سه....
با سوزش صورتم چشمامو با شدت باز کردم با اخم برگشتم طرفش داد زدم:دیوونه شدی
-نکنه فکر کردی می خوام ببوسمت... ههه تو گونی
اخمام رفت تو هم:تو چی
-ارپیچی
-چرا زدی
-چون تو حق نداری برق لب بزنی
پوزخندی زدم:چرا اونوقت
-چون من میگم
رفت و درو محکم پشت سرش بست ....هه به من میگه نزن از لجتم باشه میزنم حلا ببین
*پاانی*
-مریییی مریییی مای جیمن کجاییی دقیقا کجاییی تو بی من کجاییی من بی تو کوجاییم
-قطع کن صدا تو مثه تخته ای که روش گچ میکشن
برگشتم با قیافه خشمگین کریس رو به رو شدم نیشمو براش باز کردم پوزخندی زدو گفت
-اسکل
-امل
-اوکشول
-شاسکول
چشم غره ای بهم رفت که من دوباره نیشمو براش باز کردم که یهو مریم از تو اتاق در اومد و داد زد
-سلام انگل
-سلام مؤزل
-میکروب
-ویروس
-باکتری
- ۲.۸k
- ۲۴ فروردین ۱۳۹۶
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط