impossible dream رویای محال
impossible dream رویای محال
ep-12
بکی و لو:خوشمزه بود
بکی:ظرفیت نوتلام تکمیل شد
عقققق حالمو بهم زدن
فکر کنم مامانمم عمرا این کارو کرده باشه
موهام از تو کلام در اومده بود و داخل چشام بود سرمو تکون دادم تا از جلو چشام بره کنار سرمو که برگردوندم با کای چش تو چش شدم نمی دونم چرا دلم یه جوری شدم ترس بدی تو دلم افتاد حرف های پانی تو گوشم اکو شد
پانی: بی اعصاب تو به این میگی بی اعصاب وقتی یکی بهت توهیین کنه بهت بگه لیاقت نداری تو به این میگی بی اعصابی اره ، وقتی یکی بهت توهیین کنه تو به این میگی بی اعصابی ؛ ستاره ها فقط از دور قشنگن
سناره ها فقط از دور قشنگن، ستاره ها فقط از دور قشنگن (خواهشا خودتون دیگه حالت اکو بخونید::>_<::)
-مری مریم هوی
با صدا پانی به خودم اومدم رومو کردم سمتش
-هان چته
-کجایی دو ساعته دارم صدات میکنم
-ببخشید حواسم نبود
-خب حالا که اسرار میکنی می بخشم
با دست زدم تو بازوش:برو گمشو
-اا بیشعور،مملی بریم بگردیم
-اووووم خب کجا
-هر جا تو بگی
-هر جا من بگم
-اوهوم
-هوووم ...آهاااا شهر بازی
لبخند پت پهنی بهم زد و سرشو تکون داد که یعنی باشه:خب می خوای الان بریم آیا؟
-نه اخه گاگول کی صبح میره پارک حالا من میخوام برم بازار باهام میای
-نه بابا کو حوصله خودت برو می خوام برم حموم حالم از خودم بهم می خوره
-اوکی پس من برم لباس عوض کنم
چند قدم رفتم و دوباره برگشتم سمت پانی:اوی راستی
-هان؟
-چمیدونامون کو؟
-قرار بود چانی بزاره تو اتاق
-دیشب که نبود
دیدم پانی زیادی داره بالا و پایین میپره با اخم نگاش کردم :هوی چه مرگته مثه منگلا بالا و پایین میپری
قیافه پانی به نگرانی میزد :اوییییی عشقم جیش دالم
اخمم دو برابر شد :پاشو برو گمشو دستشویی حالمو بهم زدی تا اینو بهش گفتم مثه جت رفت
ep-12
بکی و لو:خوشمزه بود
بکی:ظرفیت نوتلام تکمیل شد
عقققق حالمو بهم زدن
فکر کنم مامانمم عمرا این کارو کرده باشه
موهام از تو کلام در اومده بود و داخل چشام بود سرمو تکون دادم تا از جلو چشام بره کنار سرمو که برگردوندم با کای چش تو چش شدم نمی دونم چرا دلم یه جوری شدم ترس بدی تو دلم افتاد حرف های پانی تو گوشم اکو شد
پانی: بی اعصاب تو به این میگی بی اعصاب وقتی یکی بهت توهیین کنه بهت بگه لیاقت نداری تو به این میگی بی اعصابی اره ، وقتی یکی بهت توهیین کنه تو به این میگی بی اعصابی ؛ ستاره ها فقط از دور قشنگن
سناره ها فقط از دور قشنگن، ستاره ها فقط از دور قشنگن (خواهشا خودتون دیگه حالت اکو بخونید::>_<::)
-مری مریم هوی
با صدا پانی به خودم اومدم رومو کردم سمتش
-هان چته
-کجایی دو ساعته دارم صدات میکنم
-ببخشید حواسم نبود
-خب حالا که اسرار میکنی می بخشم
با دست زدم تو بازوش:برو گمشو
-اا بیشعور،مملی بریم بگردیم
-اووووم خب کجا
-هر جا تو بگی
-هر جا من بگم
-اوهوم
-هوووم ...آهاااا شهر بازی
لبخند پت پهنی بهم زد و سرشو تکون داد که یعنی باشه:خب می خوای الان بریم آیا؟
-نه اخه گاگول کی صبح میره پارک حالا من میخوام برم بازار باهام میای
-نه بابا کو حوصله خودت برو می خوام برم حموم حالم از خودم بهم می خوره
-اوکی پس من برم لباس عوض کنم
چند قدم رفتم و دوباره برگشتم سمت پانی:اوی راستی
-هان؟
-چمیدونامون کو؟
-قرار بود چانی بزاره تو اتاق
-دیشب که نبود
دیدم پانی زیادی داره بالا و پایین میپره با اخم نگاش کردم :هوی چه مرگته مثه منگلا بالا و پایین میپری
قیافه پانی به نگرانی میزد :اوییییی عشقم جیش دالم
اخمم دو برابر شد :پاشو برو گمشو دستشویی حالمو بهم زدی تا اینو بهش گفتم مثه جت رفت
- ۲.۲k
- ۲۴ فروردین ۱۳۹۶
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط