{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

کاش در بندت نبود این قلب من؛ آزاد بود

کاش در بندت نبود این قلب من؛ آزاد بود
یا که چشمانم به روی ات؛ کور مادرزاد بود

مثل طوفان رد شدی؛ آرامشم تشویش شد
قبل تو ویران نبودم؛ خانه ام آباد بود

بدتر از فرهاد عقلم میزند شیرین؛ ولی
قصه ی من؛ تلخ تر از قصه ی فرهاد بود

رفتی و این بغض نشکست و سکوت از حد گذشت
من سکوتم بدتر از صد ناله و فریاد بود

بازیچه ی دست تو بود این قلب من؛ احساس من
مثل برگی خشک اسیر پنجه های باد بود

بعد مرگم درس عبرت میشود این سرگذشت
میگذارند قلب من در شیشه ی الکل! برای "یادبود"...
دیدگاه ها (۱)

عاقبت فاصله افتاد میان من و تواینچنین ریخت به هم روح و روان ...

دیگه نه بحث میکنم،نه توضیح میدمنه توضیح میخوام..نه دنبال دلی...

ڪار از چسب و باند و پانسماڹ گذشتہ!زخم بہ روحم رسیده....

سَرد ڪہ بشَم، دیگہ واسم مہم نیس ڪجایے چیڪار مے...

کاش در بندت نبود این قلب من؛ آزاد بودیا که چشمانم به روی ات؛...

کاش در بندت نبود این قلب من؛ آزاد بودیا که چشمانم به روی ات؛...

کاش در بندت نبود این قلب من؛ آزاد بودیا که چشمانم به روی ات؛...

کاش در بندت نبود این قلب من؛ آزاد بودیا که چشمانم به روی ات؛...

کاش در بندت نبود این قلب من؛ آزاد بودیا که چشمانم به روی ات؛...

کاش در بندت نبود این قلب من؛ آزاد بودیا که چشمانم به روی ات؛...

یا تو زیباتر شدی یا چشام بارونیه .. این قفس بازه ولی قلب من ...

یا تو زیباتر شدی یا چشام بارونیه .. این قفس بازه ولی قلب من ...

با مداد شکسته می نویسم من میمانم و قلب تنهای خودم و غم ساله...

کلام دکتر شریعتی در اوصاف وقایع روز عاشورا......شب عاشورا ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط