{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

کاش در بندت نبود این قلب من؛ آزاد بود

کاش در بندت نبود این قلب من؛ آزاد بود
یا که چشمانم به روی ات؛ کور مادرزاد بود

مثل طوفان رد شدی؛ آرامشم تشویش شد
قبل تو ویران نبودم؛ خانه ام آباد بود

بدتر از فرهاد عقلم میزند شیرین؛ ولی
قصه ی من؛ تلخ تر از قصه ی فرهاد بود
دیدگاه ها (۱)

سلام ای عشق دیروزی،منم آن رفته از یادیکه روزی چشمهایم را،به ...

میخانه همان ، باده همان ، مست همان استاین خانه و آن کوچه ی ب...

سنگ دل ، دوری محبوب ، چه می داند چیست ؟زیر سر ، بالش مرطوب ،...

گفتیم به پیمانه چه دارید که مستید ؟گفتند شراب است...

ꪑꪖ𝕣ⅈꪖꪑ :بی مرز تر از عشقم و بی خانه تر از بادای فاتح بی لشگ...

مرثیهٔ خاموشخواننده: بی.ام.لیمیتمهندسیِ محتوا: بهرام محمدی[ب...

مرثیهٔ خاموشخواننده: بی.ام.لیمیتمهندسیِ محتوا: بهرام محمدی[ب...

پارت ۲۷روز بعد — فاصلهصبح، ته‌سوک زودتر از همیشه خانه را ترک...

کاش در بندت نبود این قلب من؛ آزاد بودیا که چشمانم به روی ات؛...

کاش در بندت نبود این قلب من؛ آزاد بودیا که چشمانم به روی ات؛...

کاش در بندت نبود این قلب من؛ آزاد بودیا که چشمانم به روی ات؛...

کاش در بندت نبود این قلب من؛ آزاد بودیا که چشمانم به روی ات؛...

کاش در بندت نبود این قلب من؛ آزاد بودیا که چشمانم به روی ات؛...

کاش در بندت نبود این قلب من؛ آزاد بودیا که چشمانم به روی ات؛...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط