"درس زندگی"
"درس زندگی"
مردی در حال مرگ بود…
وقتی که متوجه مرگش شد خدا را با جعبه ای در دست دید!
خدا:
وقت رفتنه!
مرد:
به این زودی؟من نقشه های زیادی داشتم!
خدا:
متاسفم ولی وقت رفتنه!
مرد:
در جعبه ات چی دارید؟
خدا:
متعلقات تو را…
مرد:
متعلقات من!؟… یعنی همه چیزهای من،لباسهام ، پولهایم و…
خدا:
آنها دیگرمال تونیستند آنها متعلق به زمین هستند
مرد:
خاطراتم چی؟
خدا:
آنها متعلق به زمان هستند
مرد:
خانواده ودوستهایم؟
خدا:
نه،آنهاموقتی بودند
مرد:
زن و بچه هایم؟
خدا:
آنها متعلق به قلبت بود…
مرد:
پس وسایل داخل جعبه حتما بدنم هستند!
خدا:
نه، نه…آن متعلق به گردوغبار هستند
مرد:
پس مطمئنأروحم است!
خدا:
اشتباه میکنی،روح تومتعلق به من است
مرد با اشک در چشمهایش وبا ترس زیاد جعبه در دست خدا را گرفت و باز کرد و دید خالی است!
مرد دلشکسته گفت:
من هرگز چیزی نداشتم؟
خدا:
درسته…!تو مالک هیچ چیز نبودی…!
مرد:
پس من چی داشتم؟
خدا:
لحظات زندگی مال تو بود، هرلحظه که زندگی کردی مال تو بود،
"زندگی فقط لحظه ها هستند
قدر لحظه ها را بدانیم و
لحظه ها را دوست داشته باشیم"
مردی در حال مرگ بود…
وقتی که متوجه مرگش شد خدا را با جعبه ای در دست دید!
خدا:
وقت رفتنه!
مرد:
به این زودی؟من نقشه های زیادی داشتم!
خدا:
متاسفم ولی وقت رفتنه!
مرد:
در جعبه ات چی دارید؟
خدا:
متعلقات تو را…
مرد:
متعلقات من!؟… یعنی همه چیزهای من،لباسهام ، پولهایم و…
خدا:
آنها دیگرمال تونیستند آنها متعلق به زمین هستند
مرد:
خاطراتم چی؟
خدا:
آنها متعلق به زمان هستند
مرد:
خانواده ودوستهایم؟
خدا:
نه،آنهاموقتی بودند
مرد:
زن و بچه هایم؟
خدا:
آنها متعلق به قلبت بود…
مرد:
پس وسایل داخل جعبه حتما بدنم هستند!
خدا:
نه، نه…آن متعلق به گردوغبار هستند
مرد:
پس مطمئنأروحم است!
خدا:
اشتباه میکنی،روح تومتعلق به من است
مرد با اشک در چشمهایش وبا ترس زیاد جعبه در دست خدا را گرفت و باز کرد و دید خالی است!
مرد دلشکسته گفت:
من هرگز چیزی نداشتم؟
خدا:
درسته…!تو مالک هیچ چیز نبودی…!
مرد:
پس من چی داشتم؟
خدا:
لحظات زندگی مال تو بود، هرلحظه که زندگی کردی مال تو بود،
"زندگی فقط لحظه ها هستند
قدر لحظه ها را بدانیم و
لحظه ها را دوست داشته باشیم"
- ۴۴۳
- ۱۸ تیر ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط