{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

همراه سایه ام

همراه سایه ام
شبانه کوچه ها را گشت میزدم...
هر کوچه اسمی داشت و شهیدی،
عشق و عاشقی،
یاد و خاطراتی...
آخرین کوچه نامی داشت
شدیدا آشنا با حال این روزهای من...
با خطی شکسته و سوخته
روی دیواری ترک خورده
نوشته بودند :
"بن بست شهدای عشق"...

#علی_رجبی
دیدگاه ها (۱)

تا حالا شده با اومدن یه پی ام حس کنی قلبت داره وایمیسته..؟

پشت صحنه فیلم هالیوودی

اره حاجی قرار نی جایی برم دشمن داشتم قد موی سرم دعوا داشتم ق...

غلامحسین ساعدی ازبزرگترین نویسندگان معاصر عاشق دختری بنام طا...

𝗕𝗿𝗼𝗸𝗲𝗻 𝗣𝗼𝗶𝗻𝘁𝗲 {پوانِ شکسته}𝗣𝗮𝗿𝘁 𝟴𝟵[ویو ا.ت]دو روز بود که اون...

سایه ای در راهرو های نقره ای

P52تهیونگ: جیمین... می‌خواست همه‌چی رو به آقای جونگ‌کوک بگه....

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط