پارت
پارت 3
انیا : بهم اهمیت هم نده سرم غر میزنه
لیا : باشه بیا تو حالا
بعد از دو ساعت :
لیا : انی حاضر شدی
انیا : اره حاضر شدم فقط لیا من وقتی مست شدم نبری پیش پسر ک باهاش برقصم فهمیدی
لیا : باشع نترس
ویو انیا :
رفتم بار خیل خوشگذشت من یه پیک خوردم مست شدم ک یک پسر اومد گفت باهام میرقصی منم چون مست بودم قبول کردم بعد اونم مست بود لبم رو بوسید و منم همراهیش کردم ساعت 2 شب بود و من رسیدم خونه
جونکوک : کجا بودی تو
انیا با مستی : به تو چه ربطی داره ها
جونکوک : مستی رفته بودی بار مگه نه چرا با اون پسر رقصیدی؟؟
انیا با مستی : به تو چه هان مگه من میپرسم تو کجا میری اره رفتم بار با پسر هم رقصیدم تو هم تو زندگی من دخ...
انیا : بهم اهمیت هم نده سرم غر میزنه
لیا : باشه بیا تو حالا
بعد از دو ساعت :
لیا : انی حاضر شدی
انیا : اره حاضر شدم فقط لیا من وقتی مست شدم نبری پیش پسر ک باهاش برقصم فهمیدی
لیا : باشع نترس
ویو انیا :
رفتم بار خیل خوشگذشت من یه پیک خوردم مست شدم ک یک پسر اومد گفت باهام میرقصی منم چون مست بودم قبول کردم بعد اونم مست بود لبم رو بوسید و منم همراهیش کردم ساعت 2 شب بود و من رسیدم خونه
جونکوک : کجا بودی تو
انیا با مستی : به تو چه ربطی داره ها
جونکوک : مستی رفته بودی بار مگه نه چرا با اون پسر رقصیدی؟؟
انیا با مستی : به تو چه هان مگه من میپرسم تو کجا میری اره رفتم بار با پسر هم رقصیدم تو هم تو زندگی من دخ...
- ۱۵۲
- ۲۲ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط