{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

𝓣𝓱𝓮 𝓫𝓵𝓸𝓸𝓭𝔂 𝓼𝓲𝓰𝓷𝓪𝓽𝓾𝓻𝓮 𝓸𝓯 𝓵𝓸𝓿𝓮

𝓣𝓱𝓮 𝓫𝓵𝓸𝓸𝓭𝔂 𝓼𝓲𝓰𝓷𝓪𝓽𝓾𝓻𝓮 𝓸𝓯 𝓵𝓸𝓿𝓮

امضای خونین عشق

part¹⁰

🔞🔞🔞🔞

با ارامش پاهاشو بین زانو هام گذاشت و اونا رو از هم فاصله داد. مثل همیشه بوی محشر و دیونه کننده ای میداد، ترکیب س*کس و قدرت.

لباس مشکی ابریشمی و ب*دن نماش رو بالا داد و فاصله بیشتری بین پاهام اندخت، و بدون هیخ اخطار و هشداری زبونشو وارد دهنم کرد، خیلی هم محکم. واژن*شو رو برامدگی شلوارم میکشید و درهمون حال گفت:

_من رو بزن(حال میکنید نه؟😂)

بعد لاله گوشمو با دندوناش به بازی گرفت، من خیره شدم به عکس هایی که روی میزم پخش و پلا بودن.

مینجو رو کمی به به عقب حل دادم و از جام بلند شدم. کراواتم جلو کشیدم وکمی شلش کردم و بعد کاملا اونو از گردنم بیرون کشیدم.

مینجو رو پشت چرخوندم و با کراوات چشم هاشو بستم. لبخند پر شهوتی زد و لب پایینش رو لیس زد. دستاشو رو میزی که از جنس بلوط بودگذاشت، پاها*شو تا جایی که میتونست از هم باز کرد،خودشو روی میز خم کرد و باس*نش رو به سمت عقب حل داد.
شورت پاش نبود، پشتش ایستادم و ضربه محکمی به باسنش زدم.از درد دادی کشید و دهنش باز موند.
عکسایی که از گوشه چشمم میدیدمشون و این واقعیت که میدونستم الان بانوی من توی همین جزیره ست باعث شد ال*تم به سفتی و سختی سنگ بشه.

"اره،همینه"نفسام سنیگن شده بودن و درحالی که هنوز چشمم به عکسای دیار بود با انگشتم شکاف مرطوب بین پاهاش میمالیدم،گردنشو کشیدم و کمی بلندش کردم، دستی رو میز کشیدم و کاغذای روی میز رو مرتب یه گوشه چیدم و دوباره هلش دادم به طرف میز،دستاشو بالا گرفتم و بالا سرش بردم. عکسای دیار رو طوری رو میز چیده بودم که انگار اون لحظه دیار واقعا داره به چشمام نگاه میکنه، در این لحظه اگر اون زن توی تصویر رو زیر خودم داشتم،دیگه از دنیا هیچی نمیخواستم. حتی با فکر کردن بهش هم میتونستم ارضا بشم. سریع شلوارمو از پاهام بیرون کشیدم. دوتا انگشتمو وارد مینجو کردم و اون از شدت لذت اهی کشید.
دیدگاه ها (۰)

𝓣𝓱𝓮 𝓫𝓵𝓸𝓸𝓭𝔂 𝓼𝓲𝓰𝓷𝓪𝓽𝓾𝓻𝓮 𝓸𝓯 𝓵𝓸𝓿𝓮امضای خونین عشقpart¹¹و زیر دستم ...

بچه ها حساب روبیکام تعلیق شد

𝓣𝓱𝓮 𝓫𝓵𝓸𝓸𝓭𝔂 𝓼𝓲𝓰𝓷𝓪𝓽𝓾𝓻𝓮 𝓸𝓯 𝓵𝓸𝓿𝓮امضای خونین عشقpart⁹یهو ساکت شد ...

𝓣𝓱𝓮 𝓫𝓵𝓸𝓸𝓭𝔂 𝓼𝓲𝓰𝓷𝓪𝓽𝓾𝓻𝓮 𝓸𝓯 𝓵𝓸𝓿𝓮امضای خونین عشقpart³با لحن نسبتا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط