خودم را همچون پرنده ای در قفس حس میکنم ..
خودم را همچون پرنده ای در قفس حس میکنم ..
زمانی را به یاد می اورم ک همچو پرنده ای سبک بال به این سو و ان سو پرواز میکردم و نغمه ی شادی سر میدادم ک من ازادم ....
ازاد از همه غم های دنیا ...
ازاد از سردی ها و فریادهای روزگار ...
حال که دستهایی سرد مرا در اغوش یخ زده ی قفس انداخته ، میفهمم که چه تاوانی دارد لذت عشق...
زمانی را به یاد می اورم ک همچو پرنده ای سبک بال به این سو و ان سو پرواز میکردم و نغمه ی شادی سر میدادم ک من ازادم ....
ازاد از همه غم های دنیا ...
ازاد از سردی ها و فریادهای روزگار ...
حال که دستهایی سرد مرا در اغوش یخ زده ی قفس انداخته ، میفهمم که چه تاوانی دارد لذت عشق...
- ۳.۳k
- ۱۶ آبان ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۳۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط