{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ات میشه بری کنار

ات: میشه بری کنار.
کوک: تو منو دوست داری یا نه
ات: اگه بگم اره چیکار میکنی؟
کوک: نمیدونم....شاید از خوشحالی بمیرم
ات: اگه بگم نه چیکار میکنی؟
کوک: از ناراحتیم میمیرم
ات: پس من نمیخوام جواب بدم....
توی اتاقی که نور کمی وجود داشت و کوک روی ات خیمه زده بود ات دلش میخواست کوک رو ببوسه ولی نه جلوی خودش رو گرفته بود کوک هم همینطور
کوک: لبات خیلی خوشگله....مثل خودت
ات: ممنونم
کوک: میشه لمسش کنم...لباتو
ات: نیمدونم
کوک: پس بگذار من تصمیم بگیرم...میبوسمت
کوک ات رو بوسید و گفت: من صاحب لبات میشم...اگه اجازه بدی
ات:..فقط لبام؟
کوک سرش رو داخل گردنم فرو برد و گفت: من خیلی وقته تو رو واسه خودم میخوام...من دوستت دارم.....فقط بگو دوستم داری....[با خنده خماری گفت] قول میدم از خوشحالی نمیرم
دیدگاه ها (۱۱)

ات: من دوستت دارم.....از روزی که دیدمت عاشقت شدم ولی تو یه پ...

چند روز گذشته و ات‌ موقع تمیز کاری یا آشپزی دستشو میزاره روی...

جیمین به شوخی گفت: پس من میخوام دوست پسرت باشم..ات خجالت کشی...

کوک ات رو بغل کرد و گذات روی کابینت و گفت: همیشه حرف گوش نمی...

تک پارتی لیوای پارت دوم

وقتی ات به زخم هاش کرم میزد می سوزخت و درد می گرفت. علامت خ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط