{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت ۱۷

پارت ۱۷
با چیزی که دیدم شوکه شدم اون بابام بود ولی چرا داشتن می‌میزدنش
ات.نگهدار .داد.
بادیگارد. چی شده
ات .نگهدار اونا دارن با بای منو میزنن
بادیگارد. خوب چیکار کنم
ات.یعنی چی چیکار کنم تروخدا برو نزار بزننش
بادیگارد. من نمیتونم کاری کنم
ات.واقعا کنه
فلش بک خونه هانول
هانول .چطوری گاوه دلم برات تنگ شده بود
ات.خوبم تو چطوری گوره خر
هانول. کجا بودی میدونی چقدر نگرانت بود
ات.مفصله بشین ته واست تعریف کنم
هانول .وایسا خوراکی بیارم
ات مگه میخوای فیلم ببینی
هانول .زندگی تو بدبخت از فیلمم بهتره
ات .برو بیار سریع
هانو. اوکی
ات .تمام ماجرا رو واسه هانول تعریف میکنه
هانول.اه خر شانس
ات. اگه این شانسه واسه خودت (بی لیاقت)
هانول .خوب پس من برم
ات. کجا مگه نگفتی که واسه خودم
ات بیا اینجا جوگیر
فلش بک به دوساعت بد
ات ویو
نگاه ساعت کردم پرام ریخت یاعت ۹:۴۰بود من قرار بود ساعت ۹عمارت باشم تهیونگ پوستمو میکنه زنگ زدم به بادیگارد تا بیاد سراغم
ساعت ۱۰رسیدم خونه چراغا هامون بود فکر کنم تهیونگ خوابه ولی با چیزی که دیدم پرام ریخت
چون حجم درسام کمتر شده بود و مامانم گوشیمو بهم داد
یه پارت گذاشتم
حمایت کنید
دیدگاه ها (۷)

باچیزی که دیدم پرام ریخت تهیونگ روی پله ها وایساده بود و بت ...

تهیونگ رفت پیش ات ولی ات غرق خون رو ی زمین افتاده بود تهیونگ...

لیا.نههههههتهیونگ. تو اینجا چه غلطی میکنی مگه نگفتم اینا ببی...

پارت ۱۵کای . ارباب اوردیمش ات ویو رومو برگردوندم دیدم یه پسر...

پارت ۷ 🔥

Change in time / p.10

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط