اسم عشق یک مافیا
اسم عشق یک مافیا
پارت ۵۶
جونگ کوک: چرا خودت ترسو نشون می دی
رونا: این چه سوالیه
جونگ کوک: من دیدمت که دختری که برات قلدری کرد چجوری کتک زدی
رونا: چرت نگو
جونگ کوک: دیدمت
(فلش پک گذشته)
دختری به سمت رونا اومد و محکم موهاش کشید
رونا: چیکار می کنی
دختره: چطور جرئت کردی با گوک سو بگردی
رونا: ما فقط دوست هستیم
دختره: خفه
موهای رونا کشید تا خواست رونا پرت کنه رونا محکم دستای دختر گرفت و
موهاش محکم داخل دستش پیچوند و جوری دختره کتک زد که تمام صورتش غرق
خون شده بود
رونا: هرزه خانم دفعه بعد بفهمه دست روی کی بلند می کنی( داد )
دختره: باشه باشه
رونا: ( خندید رفت)
(زمان حال)
رونا: چی میگی
جونگ کوک: رونا می دونم .....راستش بگو
رونا: اون دوست دختره مین هو بود ....و به مین هو با دوستش خیانت
کرده بود هم گوک سو و هم مین هو فریب داده بود وقتی یادم اومد
چجوری مین هو چطور با عشق درباره این دختر حرف می زد ولی اون
بهش خیانت کرد تحملم از دست دادم و خودش با اذیت کردن من بهونه
خوبی دستم داد من خیلی مین هو به عنوان داداش دوست داشتم همیشه
مراقبم بود
جونگ کوک: هوم....... ببخشید من اون ازت گرفتم
رونا: نمی دونم چی بگم ...
جونگ کوک: دوست دارم
رونا: منم
جونگ کوک : راستی یادم باشه باهات در نیوفتم
رونا: ..........
اینم پارت آخر امروز بچهها اگه بهتر بشم حتماً جبران میکنم الان میگی چطوری وقتی مریضه داره پارک میذاره خب من اکثراً وقتی مریض من با گوشی کار میکنه و باید جواب پیاممو بدم چون خیلی برام پیام میاد و باید حتماً حتماً جوابشو بدم 💯🦋
حمایت یادتون نره کیوتا
بچهها زیر پستی که سنجاقک کردم هر کسی یه کامنت خالی هم بذاره خوبه چون وقتی میخوام خبرتون کنم که رمان گذاشتم هر کس که رمانو میخونه داخل پست سنجاقک کرده یه کامنت خالی هم بذاره کافیه که من بتونم خبرتون کنم که کی رمان میذارم
پارت ۵۶
جونگ کوک: چرا خودت ترسو نشون می دی
رونا: این چه سوالیه
جونگ کوک: من دیدمت که دختری که برات قلدری کرد چجوری کتک زدی
رونا: چرت نگو
جونگ کوک: دیدمت
(فلش پک گذشته)
دختری به سمت رونا اومد و محکم موهاش کشید
رونا: چیکار می کنی
دختره: چطور جرئت کردی با گوک سو بگردی
رونا: ما فقط دوست هستیم
دختره: خفه
موهای رونا کشید تا خواست رونا پرت کنه رونا محکم دستای دختر گرفت و
موهاش محکم داخل دستش پیچوند و جوری دختره کتک زد که تمام صورتش غرق
خون شده بود
رونا: هرزه خانم دفعه بعد بفهمه دست روی کی بلند می کنی( داد )
دختره: باشه باشه
رونا: ( خندید رفت)
(زمان حال)
رونا: چی میگی
جونگ کوک: رونا می دونم .....راستش بگو
رونا: اون دوست دختره مین هو بود ....و به مین هو با دوستش خیانت
کرده بود هم گوک سو و هم مین هو فریب داده بود وقتی یادم اومد
چجوری مین هو چطور با عشق درباره این دختر حرف می زد ولی اون
بهش خیانت کرد تحملم از دست دادم و خودش با اذیت کردن من بهونه
خوبی دستم داد من خیلی مین هو به عنوان داداش دوست داشتم همیشه
مراقبم بود
جونگ کوک: هوم....... ببخشید من اون ازت گرفتم
رونا: نمی دونم چی بگم ...
جونگ کوک: دوست دارم
رونا: منم
جونگ کوک : راستی یادم باشه باهات در نیوفتم
رونا: ..........
اینم پارت آخر امروز بچهها اگه بهتر بشم حتماً جبران میکنم الان میگی چطوری وقتی مریضه داره پارک میذاره خب من اکثراً وقتی مریض من با گوشی کار میکنه و باید جواب پیاممو بدم چون خیلی برام پیام میاد و باید حتماً حتماً جوابشو بدم 💯🦋
حمایت یادتون نره کیوتا
بچهها زیر پستی که سنجاقک کردم هر کسی یه کامنت خالی هم بذاره خوبه چون وقتی میخوام خبرتون کنم که رمان گذاشتم هر کس که رمانو میخونه داخل پست سنجاقک کرده یه کامنت خالی هم بذاره کافیه که من بتونم خبرتون کنم که کی رمان میذارم
- ۱۵.۵k
- ۱۰ بهمن ۱۴۰۳
دیدگاه ها (۴۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط