{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

اسم عشق یک مافیا

اسم عشق یک مافیا
پارت ۵۸
ویو: بعد از چند مین راه افتادن.‌....تمام راه ماشین سکوت حکم فرما بود
که حدود ۴۰ مین رسیدن
رونا: بای ( خواست از ماشین پیاده بشه)
جونگ کوک: یک چیز یادت نرفت
رونا: چی اه ‌‌.......اها ممنون که باهام وقت گذروندی ( و رفت)
جونگ کوک: چقدر این کیوت خنگه

ویو: جونگ کوک داشت رفتن رونا می دید که یک ماشین اومد کسایی که
پیاده شدن هان سوجون بودن که یهو رونا دوید و پرید بغل هان و سوجون
رونا با خوشحالی داداش می بوسید

ویو رونا: داشتم می رفتم که هان و سوجون اومدن سریع رفتم بغلشون

رونا: دلم براتون تنگ شده بود
هان: فقط یک روز نبودی ها
رونا: یعنی دلت برام تنگ نشده بود....پسر بی احساس
سوجون: ولی من دلم برای دخترکم تنگ شده بود
هان: معلومه تنگ شده بود داشتم شوخی می کردم
رونا: منم دلم برای شما اسکلا تنگ شده بود
سوجون و هان: ما اسکلیم.....
رونا: آره..... سوجون تو به من میگی دخترم مگه آدم دلش برای دخترش
تنگ نمیشه ‌...حتی باهام تماس نگرفتی
سوجون: حق با تو ببخشید خوشگلم ( رونا بغلش کرد)
هان: من چی.....دلم خواست
رونا پرید بغلش در حالی که بغلش بود
رونا: هان عزیزم لطفاً من ببر داخل خسته شدم..... آفرین داداش جذابم
سوجون در حال جر خوردن از رفتار این دوتا
هان: ....‌‌........‌‌..‌
دیدگاه ها (۶)

اسم عشق یک مافیا ۵۹ هان: سوجون دخترت برای من شد ....سوجون: ا...

اسم عشق یک مافیا ۶۰ویو: هان و سوجون به سمت رونا رفتن همه برا...

اسم عشق یک مافیا پارت ۵۷ جونگ کوک: یادم باشه باهات در نیوفتم...

اسم عشق یک مافیا پارت ۵۶ جونگ کوک: چرا خودت ترسو نشون می دی ...

part23 عشق پنهان《ویو ات》جونگ کوک بود برگشتم سمتش تا برگشتم ب...

شب تولدم پارت 33فصل دوم پارت 4از صف تاب زدم بیرون رفتم پیش ج...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط