{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

از زبان ران

از زبان ران
یادم اومد این همون دختریه که من و ریندو بچگی هامون باهاش دوست بودیم ریندو راست می‌گفته من اول باور نکردم ولی الان که میبینم این همونه ریندو اونو فقط به عنوان دوست میدید ولی من از بچگی هامون عاشقش بودم الان دیگه بهش رسیدم و اصلا امکان نداره به سانزو بدمش
* گوشی ران زنگ میزنه
ران : بله رئیس
سانزو : ا/ت رو پیدا کردین
ران : نه رئیس هنوز داریم دنبالش میگردیم
سانزو : پیدا کردین بیارید پیش من
ران : چشم رئیس
* قطع  کرد تلفن رو
ریندو : چرا بهش گفتی پیداش نکردیم
ران : بهت بعدا میگم خی خانم کوچولو دیگه کم مونده برسیم
ا/ت : من کجا میمونم ؟
ران : خونه ی ما
ا/ت و ریندو باهم : چیییییییییی
هر سه تاشون خندشون گرفت
ریندو : حالت خوبه داشم
ران : کاملا خوبم ا/ت پیش ما میمونه
ریندو  : خب رئیس چی میشه
ران : میگیم پیرا نکردیم
ریندو : خود دانی گر زیرک و عاقل باشی
از زبان ا/ت
خب نمیدونم رئیسشون کیه ولی به نظر نمیرسه بخوان بهم آسیب بزنن
ولی باید متوجه بشم رئیسش کیه و اینا همون دوستان یا نه فامیلی دوستام هایتانی بود فامیلیشون رو میپرسم
ا/ت : ب...ببخشید فامیلی شما چیه
ران و ریندو باهم : هایتانی
خودشونن اینا همونان دوستام کراشام
* ا/ت ناخودآگاه زد زیر گریه
ادامه دارد...........
😂😂😂😂😂😈
دیدگاه ها (۲۸)

P24عروس فراری ویو ا/ت با ریندو رفتیم پایین بقیه هم مثل همیشه...

P26عروس فراری ..ا/ت صبح که بلند شد دید ریندو نیست و حتما پای...

سناریو ران پارت ۲

startخوب یکی که ایدی نداشتگذاشتمش پست قبلی یه ایده داده بود ...

اوسی جدیدم در توکیو ریونجرزززززززز(آکاری را در سطل آشغال مشا...

مشروب انقد تو خونش زیاد شده بود که چشمای ریندو، ران رو دوتا ...

کسخلان گروگان

تهیونگ :خب تو هم میتونی اینجا بمونی خونه ی بزرگی هست که ا/ت ...

عشق در گنگ

𓆩🦋 𝑻𝒉𝒆 𝑳𝒂𝒔𝒕 𝑭𝒂𝒊𝒓𝒚 🦋𓆪پارت دوم | «رازی که نباید فاش می‌شد»ا/ت ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط