قبلا درختی بوده استبا ریشه های عمیق در زمین که به آسمان

قبلا درختی بوده است.با ریشه های عمیق در زمین، که به آسمان چشم دوخته بود؛ولی حالا به برش های بی جان و به هر چیز دیگری تبدیل شده است ، به دست بی رحمان یکی از آن برش های کاغذ است.
در دلش داستان سختی نهفته است.
او که روزی روزگاری با نسیم بازی میکرد،اکنون با صدایی دردناک صحفاتش را به یاد روز های گذشته پر میکند.
او هم حرف هایی دارد.اما به کجا بنویسه!
برای چه کسی !
در کدام گوشه ی دنیا؟
کسی هست که صدایش را بشنود!
اما چه غمگین است که هیچ کس از درختی که بوده است خبر ندارد...
دیدگاه ها (۰)

در دل طبیعت، جایی میان بوی خاک و صدای آرام برگ‌ها،کتابی را د...

خنده‌هام هنوز همونه… فقط دیگه دلیلش تو نیستی.🤷🏻‍♀️

چپتر ۹ _ آرکانیوم و جنونماه ها گذشت...و سکوت خانه کوچک لیندا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط