در دل طبیعت جایی میان بوی خاک و صدای آرام برگها
در دل طبیعت، جایی میان بوی خاک و صدای آرام برگها،
کتابی را در آغوش گرفتهام که قلب دخترانهام را بهتر از هرکسی میفهمد…
آن شرلی… با خیالهایش، دلتنگیهایش، و رؤیاهایی که شبیه مناند.
دختری که با شوقِ سادهترین چیزها زندگی میکند،
و من، میان این سطرها، خودم را میبینم…
دلم برای آن روزهایی که همهچیز سادهتر بود، تنگ شده،
برای دوست داشتن بیدلیل، خیالبافیهای کودکانه،
و عشقی که هنوز به جای منطق، با دل خوانده میشد.
اینجا نشستهام، در دل طبیعت،
با کتابی که مثل یک آینه... 📚
کتابی را در آغوش گرفتهام که قلب دخترانهام را بهتر از هرکسی میفهمد…
آن شرلی… با خیالهایش، دلتنگیهایش، و رؤیاهایی که شبیه مناند.
دختری که با شوقِ سادهترین چیزها زندگی میکند،
و من، میان این سطرها، خودم را میبینم…
دلم برای آن روزهایی که همهچیز سادهتر بود، تنگ شده،
برای دوست داشتن بیدلیل، خیالبافیهای کودکانه،
و عشقی که هنوز به جای منطق، با دل خوانده میشد.
اینجا نشستهام، در دل طبیعت،
با کتابی که مثل یک آینه... 📚
- ۳.۵k
- ۲۳ فروردین ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۷)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط