{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

---متن نوشتم نمیدونم قشنگه یا نه ولی به هر حال گفتم بزارم

---متن نوشتم نمیدونم قشنگه یا نه ولی به هر حال گفتم بزارم☆

یه وقتایی آدم خسته می‌شه...
از همه‌ی حرفایی که نزده، از همه‌ی جاهایی که نرسیده،
از خودش، از روزایی که شبیه هم می‌آن و می‌رن.

دنیای شلوغ دور و برت پر از صداست،
ولی وقتی ساکت می‌شی، می‌فهمی جز سکوت چیزی کنارت نیست.
یه جور خلأ، یه جور تهی بودن که حتی نمی‌ذاره بدونی دنبال چی می‌گردی.

می‌خندی...
اما فقط واسه اینکه بقیه نفهمن چه دردی پشتش قایم کردی.
می‌ری جلو...
اما هر قدم انگار سنگین‌تر از قبله.

آدم بعضی شب‌ها با خودش فکر می‌کنه:
واقعاً این همه راه رو واسه چی اومدم؟
چی ازم مونده جز یه مشت خاطره و یه دل پر از حسرت؟

و بازم فردا چشم باز می‌کنی،
انگار محکومی به ادامه دادن...
حتی وقتی هیچ دلیلی برای ادامه نداری.


]":_^^^
دیدگاه ها (۴)

دوش گرفتن همیشه حال آدمو خوب می‌کنه، بچه ها بعضی وقتا انگار ...

عاشقانه های شبنم

#بوقت_مطالعه یه شکرگزاری برای امروزمون…امروز دلم یه جور عجیب...

اوسی شیطان کش/بیوگرافی/رن هیمورانام:رننام خانوادگی:هیموراقد:...

قلقلی......

— شنیدی؟ وقتی حرف می‌زنه، انگار داره یه ملودی رو زمزمه می‌کن...

F

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط