{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

khianat durooghin

khianat durooghin...𝚙𝚊𝚛𝚝 27


سوهو.. هر طور راحتی
و ا/ت بدون توجه به داداشش میره پایین
و میره توی بخش B
ا/ت خیلی اشفتست یعنی چی و از اون پنهان کردن؟ کی بهش دروغ گفته؟
ا/ت یه بازیچه بوده؟ کی اونو بازی داده؟
و کلی سوال های متداوم
بیخیال سوال ها شد دید پدربزرگش داره به سمتش میاد و همه به اونا خیری شدن بابابزرگش دستشو جلوی ا/ت میگیره که ا/ت بیچاره از همه جا بی خبر دست بابابزرگشو میگیره
پدربزرگ توی راه زیر لب طوری که ا/ت بشنوه میگه
پدربزرگ.. هیچی نگو شوکه هم نشو خیلی عادی جلوه بده انگار از این موضوع خبر داشتی هومم؟
و ا/ت بیچاره هیچی نمیدونست و یه باشه ای زیر لب گفت
و میرن جلوی مانیتوری که توی بخش بود
پدربزرگ علامت داد و تصویرشون روی مانیتور افتاد و یک میز جلوی ا/ت و پدربزرگش بود پدر بزرگ میره جلو و یه میکروفن بر میداره و لب میزنه
پدربزرگ.. خب حالا که همه اینجا جمع شدیم و همه هستن و بابت این هم از ا/ت دخترم ممنونم بابت این همه شکوه جشن
و به همین دلیل میخوام یه چیزی و رسمیش کنم
بعضیا پوکر شدن انگار از این قضیه خبر داشتن و بعضا ذوق زده اما ا/ت مغزش درگیر بود خیلی درگیر خیلی غم جلوش بود اما اون سالهاست قلبش از جنس سنگه و فقط چند سال نقش مهربون هارو بازی میکرد
کی میدونه شاید اصلا نقش بازی نمیکرد شاید قلبش واقعا برای اون هفت تا پسر مهربون بوده
و فقط برای یک پسر جذاب بود که قلبش میتپید
اما حقیقت و فقط خودشون میدونن
پدربزرگ.. میخوام رسمیش کنم اینکهه...ا/ت نوه عزیزم میشه وارث تمام دارایی بنده و رئیس باند مافیایی من و اولین مافیای جهان و تمام باند مافیا برای ایشونه
همه توی حیرت بودن و پچ پچ میکردن..
یعنی بزرگترین مافیا و اولین مافیای جهان میخواد باندش و بسپاره به یک دختر بچه ۱۹ ساله خیلی مسخره ست ممکنه باند کلا شکست بخوره اون دختر اصلا حرکات رزمی بلد نیست اون همه پسر توی خانواده هست چرا ا/ت ؟
خب خیلی سادست چون ا/ت تنها دختر توی خانواده کیم هست سرسنگینه و سختی زیادی کشیده و الان دیگه قلبش از سنگه مطمعنا عاشق نمیشه و باند و به گ*ا نمیده
اما
کی پشت پرده رو خبر داره ا/ت شده عاشق اقای جئون جانگ کوک بزرگترین و دومین مافیای بزرگ جهان
و جوری بهش دلباخته که خودش هم خبر نداره اما ا/ت مهم ترین کسی که باید جواب میداد اون بود اون دختر ۱۹ ساله با اون همه پول و یک باند مافیایی خفن میخواست چیکار کنه اصلا اینجور چیزها به چه دردش میخوردن؟
<مهمترین کسی که باید جواب بده ا/ته مگر نه؟
بزارید خودش تصمیم بگیره و شماهاهم این پچ پچ هاتون و کنار بزارید(عربده)
انگاری همه خبر داشتن ب جز ا/ت اون چرا باید توی این دسیسه همکاری میکرد
اما خوب جوابی به جز قبول میکنم نداشت چون هم با این جواب میتونست موفق به و هم دشمن هاشو بشناسه و اینکه اگر قبول نمیکرد در اخر همه اموال پدربزرگ میرسید به کی به پسر عموی ک*ص*م*غ*ز*ش و همه چیز و به فاک میداد اه لعنتی اون دوتا راه بیشتر نداشت یا باید قبول میکرد و زندگی بدون خنده می ساخت یا باید خودش به فاک میرفت
چون اگه قبول نکنه اولین دومین نفری که وارث میشه میخواد ا/ت و برای خودش بکنه و برای اینکار از روی همه رد میشه حتی پدربزرگ پس
ا/ت.. این لطفیه که پدر بزرگ در حق من کردن و به من اعتماد کردن پس قبولش میکنم(سرد و دارک)
و همه با یک دست و جیغ این موضوع و به پایان میرسونن
اما بد بختیای ا/ت تموم میشه؟
نه این تازه شروع اون همه بدبختیه که در انتظارشه ولی ا/ت خیلی بچست اگه فکر کنه این پایان همه چیزه
این پایان فصل خوش و عالی ما و شروع فصل جدیدی از بدبختی های ا/ت هست
پایان فصل اول🍼🍫
چطور بود عزیزای مامان مهسا؟
دیدگاه ها (۹)

دوستان حمایت کنید که میخوام فصل دوم و بزارمببین یه درخواستی ...

خبب دلبندام من برگشتممم

khianat durooghin...26اون ا/ت بود خیلی عوض شده بود لباسش دار...

khianat duroogin..𝚙𝚊𝚎𝚛𝚝25پدر ا/ت و مادرش و پدربزرگش ولی ا..و...

ادامه ی سناریو درخواستی BTS

معرفی رمان : #شراب_سرخ ژانر: عاشقانه،،هیجانی،، مافیایی،،راز...

هالو عزیزانم✨️🎀بالاخره قراره رمان شروع کنیم ✨️براتون خلاصه ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط