کاش تو قحطيِ شقايق، بشينيم توی يه قايق
کاش تو قحطيِ شقايق، بشينيم توی يه قايق
بزنيم دلو به دريا، من و تو تنهای تنها
اونقده ميريم که ساحل، از من و تو بشه غافل
قايق و با هم مي رونيم،اونجا تا ابد مي مونيم
جایی که نه آسمونش نه صدای مردمونش
نه غمش نه جنب و جوشش، نه گلای گل فروشش
مث اينجا آهني نيست، مث اينجا آهني نيست
پس ببين يادت بمونه کسي ام اينو ندونه
زنده بوديم اگه فردا . وعده ی ما لب دريا...
(مریم حیدرزاده)
بزنيم دلو به دريا، من و تو تنهای تنها
اونقده ميريم که ساحل، از من و تو بشه غافل
قايق و با هم مي رونيم،اونجا تا ابد مي مونيم
جایی که نه آسمونش نه صدای مردمونش
نه غمش نه جنب و جوشش، نه گلای گل فروشش
مث اينجا آهني نيست، مث اينجا آهني نيست
پس ببين يادت بمونه کسي ام اينو ندونه
زنده بوديم اگه فردا . وعده ی ما لب دريا...
(مریم حیدرزاده)
- ۱.۹k
- ۱۰ تیر ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط