{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت ۲ عشق بازی

پارت ۲ عشق بازی
همه چیو لو میداد پدر و مادراشون که فهمیدن گفتن ما ها ۱ ما یک جایی جلسه کاری داریم نیستیم و والدین ا/ ت به جونگکوک گفتن که جون اون جون ا/ت جونگکوک هم گفت مثل چشم هام ازش محاظفت میکنم بعد اونا رفتن ا/ت هم رفت خونه جونگکوک جونگکوک هم اونو برد تا بهش اتاقشو نشون بده ا/ت گفت وای چقدر خوشگله بعد هم جونگکوک گفت دیزاینش با خودم بود چطور شد ا/ت گفت خیلی خوبه جونگکوک نا خدا گاه به گردن ا/ت نزدیک شود بعد ا/ت صدای نفس های جونگکوک شنید گفت عم خیلی خوبه ممنون بابت اتاق جونگکوک هم گفت خواهش میکنم بیب کاری نکردم بعدا/ت گفت چی گفتی بیب جونگکوک گفت ببخشیدا/ت از دهنم پرید ا/ت هم لپ جونگکوک بوس کرد گفت بیب تر جیح میدم

جیگرا این پارت هم تموم شود نظرتون چه بود💋💋
دیدگاه ها (۲)

پارت ۳ عشق بازیبیب ترجیح میدم رفت داخل جونگکوک تقریبا از رنگ...

پارت ۵ عشق بازی از دهن جونگکوک ا/ت که خواب بود جوری دستمو ا...

بچه ها شروع کردم اگه اشتباه تایپی داشت ببخشید دارم سریع تایپ...

از فردا شروع میکنم به فیک نوشتن اماده باشین یه فکت جذابم مهر...

عشق مافیا

Love in the dark①⑨ا/ت: صبحانه باید چیز گرم بخوری نگران بودم ...

Love in the dark⑥ا/ت: مادربزرگم حالش خیلی بده خیلی ممنون خیل...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط