کاش بخوابم و صبح تو کالبد یک آدم دیگه تو یک شهر و نقط

کاش بخوابم و صبح، تو کالبدِ یک آدمِ دیگه، تو یک شهر و نقطه‌ی دیگه، تو یک زمان و زندگی دیگه ای بیدار بشم ..
حقیقتا من دیگه قدرتِ تحمل و نایِ ادامه دادن تو این نقطه از مکان و زمان با این اتفاق‌ها رو ندارم؛




-دنیای انفرادی
دیدگاه ها (۰)

من؟یک حجمِ عظیمِ نگرانی‌

یروز‌از‌درک‌زیادی‌خون‌بالا‌میارم ؛

- من؟خونه متروکه ای که قبلا یه خانواده ی خوشحال توش بودن .

خودشو کشت.ولی شب قبلش به من گفته بود چقدر خستس.گفته بود از ا...

part5🦋-نارا تو چته ها مثلا میخوای بگی وایی من خیلی افسردم و ...

بهرام:خدایا…بسه.واقعاً بسه.نه امروز،نه دیروز،از همون وقتی که...

ترجمه‌ لایو جونگکوکی♥️🐰 دلیلی که این ساعت لایو روشن کردم این...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط