{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گاهگاهی که به یادت غزلی می خوانم

گاهگاهی که به یادت غزلی می خوانم
اشک مهمان دلم می گردد
سفرش از ته دل تا کف دست ...
چه کسی میداند؛باز شاید سفری در پیش است ...
و تمامی غزلهای جهان کاروانی شده اند ...
ساربانش غم و صبر
دیدگاه ها (۱)

نمی خواهی مرا اما، نمی گویی به من هرگز چرایش را نمی دانم! نم...

سفر کردی کجا رفتی چرا تنها چرا بی من" نگفتی سخته دلتنگی ...

باز در چهره خاموش خیال خنده زد چشم گناه آموزت باز من ماندم...

آه،اری،این منم،اما چه سود / او که در من بود،دبگر نیست،نیست /...

شهید ابوالفضل بهاروندمحل شهادت :----------بسم رب الشهدا و ال...

هیچ مپندار مرا از گذرِ تلخِ زماندر آینه پیر شدم و در دلم جوا...

شعر و چارپاره

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط