پارت

#پارت30
روزبه پیشنهاد داد که شام را باهم بخورند .
اما مهرنوش مخالفت کرد .
تا همین الانش هم به زور 9،9و نیم شب به خانه می رسیدند و اگر دعوت روزبه را قبول می کرد ، خیلی دیر میشد .
به عاطفه نگاه کرد .
خنده اش گرفت اما خودش را کنترل کرد ،بعد از اینکه با فرشید عکس گرفت همان جا کنارش نشسته بود.
انگشتانش را به هم فشار می داد...
به صورتش ک دقیق شد ، فهمید که الان اصلا روی زمین نیست و قطعا متوجه ی این نیست که روزبه چه پیشنهادی داده است ؟!
و گرنه در جا قبول می کرد...
+عاطفه ، آجی بریم دیگ !
این را گفت و ایستاد .
نگاه عاطفه همراه مهری بالا رفت و بی حواس نگاهش کرد و گفت :
_چرا ایستادی؟!
+بریم دیگ ، دیر شد ...
عاطفه با تمام بی حواسی اش بلند شد و مانتو اش راتکاند و روبه مهری گفت:
+زود نیست ؟؟
روزبه و فرشید و بهنام هم ایستادند.
مهرنوش دست عاطفه را گرفت و جوری که فقط عاطی بشنود گفت :
+باید بریم ! دیر وقته !
بهنام بلند گفت :
بودی حالا ، دوست دخترِ روزبه!
دوست دختر روزبه را آرام گفت ، اما هم مهرنوش شنید و هم روزبه ...
روزبه که خودش را به نشنیدن زد ،
و کنار فرشید ایستاد.
اما مهری برگشت و درحالی که انگشت اشاره اش را به سمت بهنام تکان میداد گفت :
+من دوست دخترش نیستم ، بفهممم!!! بفهمممم!!!
بهنام با خنده گفت :
_آره جانِ روزبه ، باور کردم!
این را گفت دوید و
کمی آنطرف تر با خنده مهرنوش را نگاه می کرد و با دستانش برای مهرنوش ادا در می آورد !!
فرشید با صورت جمع شده گفت :
_من جا شما بودم ! چنان میزدمش که
بق بقو کنه !
مهرنوش که حسابی حرصی شده بود با این حرف فرشید ، به دنبال بهنام دوید و گفت :
اگه مردی وایسا !!!
روزبه خندید ...
از حرف بهنام ناراحت که نشد بود ، هیچ ، تازه ته دلش حس خوشایندی داشت.
خیلی بی منطق از فکر اینکه مهرنوش دوست دخترش باشد خوشش آمده بود.
روزبه_وایسا منم بیام دوتایی باهم آدمش کنیم !!
و به دنبال آنها دوید...
...
عاطفه با چشمانی گرد به دویدنشان نگاه کرد و به فرشید گفت :
+یعنی ما هم بریم ؟؟
فرشید شانه ای بالا انداخت و گفت :
من که حوصله دویدن ندارم !
میخوای شما برو !!!
...
دیدگاه ها (۹)

#پارت31می رفت ؟محال بود!!محال بود رهایش کند .فرشید به سمت نی...

#پارت32ماشین از حرکت ایستاد...روزبه_این جا خوبه ؟ برم جلوتر ...

#پارت29عاطفه دوربین گوشی اش را آماده کرد.+ایستاده بگیریم ؟_ن...

#پارت28+چه قد راه میریم آخه ؟؟؟من خسته شدم ، بیاین بریم روی ...

black flower(p,315)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط