{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

'خب...قبلا میگفتم که قرمزِ بسیار تیره زندگی مرا جریان داد

'خب...قبلا میگفتم که قرمزِ بسیار تیره زندگی مرا جریان داده است اما حالا..وای خِدای من!از وقتی که فهمیده ام «او» عاشقِ رنگ «آبی» است..وای خِدا جونم...نمیدانید چگونه دیوانه «آبی» شده ام!از آن زمان به بعد تمام «آبی» های جهان برایم یادآور «او» شدند!یادآورِ تمام زندگی ام،عشقم،احساسم و «او»،«او» و باز هم «او»!:)وای خِدای من..😭باورم نمیشود که آخر یک رنگ چگونه میتواند انقدرر معرکه و خارق العاده و بی نقص باشد؟آخر چگونه این عشق مرا با رنگی آشِنا کرد که تا به حال به آن توجهی نداشتم؟قبل از این عشق «آبی» برایم رنگی بسیار عادی بود..رنگی بسیار ساده که حتی بعضی اوقات انگار برایم اصلا وجود نداشت!ولی وای...وای وای!:)حالا دیگر «آبی» را هرکجا که بشنوم انگار اسمِ «او» را شنیده ام!:)🛐✨😭🎬🌑🌊

-به قلم اعتماد کنِ شیوا بانو؛ @remedios 🕰

-𝐀𝐜𝐭𝐨𝐫 𝐀𝐫𝐢𝐲𝐚𝐧𝐚>>>>>🎬🍷
        ★            ★            ★            ★
دیدگاه ها (۰)

در میان این ثانیه های پر تنشو ناامیدی هایی که شماره شان از د...

کاش می دانستی ..دوست داشتنت ماه نیست،که یک شب باشد و یک شب ن...

'بر نمی‌گردی؛ ولی من هم چنان در شعرهاهی ردیفش میکنم این واژه...

'وقتی گلی را دوست دارید آن را می چینید،اما وقتی عاشق گلی هست...

ستاره ای در میان تاریکی پارت ۱۰🌌ایمی:چی چیشدههه مگه دنیا به ...

عفریته تاریکی نویسنده مرتضی متقیان

پارت۱۱.. ایزوکو و کاتسوکی بعد از خلاصی از آن اتاق سرد و تنها...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط